عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



تاریخ : یک شنبه 29 فروردين 1395
بازدید : 962
نویسنده : .::چشم انتظار::.

به دل آهنگ خــــــ❤️ـــدا داشتن 
 
 برتر است
 
 تا خسته ڪردن جوارح به عبادت.
 
 "امام جواد"
 
 بحارالانوار364/78





 شد باز به روے خلق، باب برڪات
 اے غرق گنه رسید ڪشتے نجات
 زن دست به دامان جواد و بفرست
 بر احمد و آل او دمادم صلوات


 میلاد باسعادت امام جواد برشما مبارڪــــ






:: موضوعات مرتبط: پیام وب همسفر , احادیث و روایات , ,
تاریخ : شنبه 28 فروردين 1395
بازدید : 723
نویسنده : .::چشم انتظار::.
اجوبه الاستفتائات

س 1373: آیا پوشیدن لباسهایی که بر روی آن حروف و تصاویر خارجی چاپ شده، جایز است و آیا این لباسها ترویج فرهنگ غربی محسوب می‏شوند؟

ج: اگر مفاسد اجتماعی نداشته باشند پوشيدن آنها فی‌نفسه اشکال ندارد و امّا اينکه ترويج فرهنگ غربیِ معارض با فرهنگ اسلامی محسوب می‏شود يا خير، موکول به نظر عرف است.

س 1374: امروزه وارد کردن لباسهای خارجی و خرید و فروش و استفاده از آنها در داخل شهرها متداول شده است، با توجه به افزایش تهاجم فرهنگی غرب به انقلاب اسلامی، این کار چه حکمی دارد؟

ج: واردات و خريد وفروش واستفاده از آنها به مجرّد اينکه از کشورهای غيراسلامی وارد شده‏اند، اشکال ندارد، ولی آنچه که پوشيدن آن با عفّت و اخلاق اسلامی منافات داشته باشد و يا ترويج فرهنگ غربی که دشمن فرهنگ اسلامی است، محسوب می‏شود، واردات و خريد وفروش و پوشيدن آن جايز نيست و دراين مورد بايد به مسئولين مربوطه مراجعه شود تا از آن جلوگيری کنند.




:: موضوعات مرتبط: مطالب آموزنده , احکام , ,
تاریخ : شنبه 28 فروردين 1395
بازدید : 930
نویسنده : .::چشم انتظار::.



 همیشه به ڪسے تڪیه ڪن
 ڪه به ڪسے تڪیه نڪرده باشد
 
 و او ڪسے نیست غیر از 

 خـــــــ❤️ــــــدا



:: موضوعات مرتبط: خدا , جملات زیبا , ,
تاریخ : جمعه 27 فروردين 1395
بازدید : 729
نویسنده : .::چشم انتظار::.



  حاجات بزرگ
 
 حاجات هرڪسے به قدر همتش است،آقا من یه قدرے اسڪناس از خدا میخوام،بسیارخوب!
 یڪے دیگر میگوید:من در دانشگاه قبول بشوم!
 اینها خیلے حاجات بچه گانه ایست،
 باباجون من!
 پیش شخص بزرگ باید حاجات بزرگ خواست
 تو نمازت رو اول وقت بخوان،اگر اینجور حاجتهایت عملے نشد،بیا آب دهان بنداز در صورت من!
 بگو چرا وقت من رو تلف ڪردی؟

آیت الله حق شناس (ره)



:: موضوعات مرتبط: مطالب آموزنده , سخن بزرگان.آیت الله بهجت و ... , ,
تاریخ : چهار شنبه 25 فروردين 1395
بازدید : 646
نویسنده : .::چشم انتظار::.

 رغائب از رغبت به معناے میل مے باشد

 در نتیجه مناسبترین معنے براے لیله الرغائب ،شب عاشقان مے باشد،نه شب آرزوها (اشتباه جا افتاده بین ما)



بالاترین آرزویم برایت این است:

         حاجت دلت

                 با حکمت خدایت

                             یکی باشد

====================================

اعمال شب لیله الرغائب(شب عاشقان)

لیله الرغائب(شب آرزوها) اولین شب جمعه ماه رجب است كه برای آن اعمال و فضایل بسیاری نقل كرده اند كه از آن جمله می توان به روزه پنجشنبه و استغفار زیاد اشاره كرد.
شب جمعه اوّل ماه رجب را لیلة الرَّغائب مى ‏گویند و از براى آن عملى از حضرت رسول‏صلى الله علیه وآله وارد شده با فضیلت بسیار كه سیّد در اقبال و علّامه در اجازه بنى زهره نقل كرده‏اند از جمله فضیلت او آنكه گناهان بسیار بسبب او آمرزیده شود و آنكه هر كه این نماز را بگذارد چون شب اوّل قبر او شود حقّ تعالى بفرستد ثواب این نماز را بسوى او به نیكوتر صورتى با روى گشاده و درخشان و زبان فصیح.
پس با وى گوید اى حبیب من بشارت باد تو را كه نجات یافتى از هر شدّت و سختى گوید تو كیستى بخدا سوگند كه من روئى بهتر از روى تو ندیدم و كلامى شیرینتر از كلام تو نشنیده‏ام و بوئى بهتر از بوى تو نبوئیدم گوید من ثواب آن نمازم كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال بجا آوردى آمدم امشب بنزد تو تا حقّ تو را ادا كنم و مونس تنهائى تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود من سایه بر سر تو خواهم افكند.

در عرصه قیامت پس خوشحال باش كه خیر از تو معدوم نخواهد شد هرگز و كیفیت آن چنان است كه روز پنجشنبه اوّل آن ماه را روزه میدارى چون شب جمعه داخل شود ما بین نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز مى‏ گذارى هر دو ركعت به یك سلام و در هر ركعت از آن یك مرتبه حمد و سه مرتبه اِنَّا اَنْزَلْناهُ و دوازده مرتبه قُلْ هُوَ اللَّهُ اَحَدٌ مى ‏خوانى و چون فارغ شدى از نماز هفتاد مرتبه مى‏گوئى اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ النَّبِىِّ الْأُمِّىِّ وَعَلى‏ آلِهِ پس به سجده مى‏روى و هفتاد مرتبه مى‏ گوئى سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّ الْمَلائِكَةِ وَالرُّوحِ پس‏سر ازسجده برمیدارى وهفتاد مرتبه مى‏ گوئى رَبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَتَجاوَزْ عَمَّا تَعْلَمُ اِنَّكَ اَنْتَ الْعَلِىُّ الأَعْظَمُ پس باز به سجده مى‏ روى و هفتاد مرتبه مى‏گوئى سُبُّوحٌ قُدّوُسٌ رَبُّ الْمَلائِكَةِ وَالرُّوحِ پس حاجت خود را مى‏طلبى كه انشاءاللَّه برآورده خواهد شد.



:: موضوعات مرتبط: مطالب آموزنده , پیام وب همسفر , ,
تاریخ : چهار شنبه 25 فروردين 1395
بازدید : 1043
نویسنده : .::چشم انتظار::.



 این روز ها به هرڪسے میرسے میگوید آدم یڪبار عاشق میشود
 اما دروغ است
 مثلا خود من هرروز،دوباره
 عــــ❤️ـــاشقت میشوم



:: موضوعات مرتبط: جملات زیبا , ازدواج و همسرداری , ,
تاریخ : سه شنبه 24 فروردين 1395
بازدید : 994
نویسنده : .::چشم انتظار::.



زندگی پیمودن راهی برای رسیدن به خداست؛

مراقب قدمهایمان باشیم که

حتی مورچه ای زیر پایمان له نشود



:: موضوعات مرتبط: خدا , جملات زیبا , ,
تاریخ : سه شنبه 24 فروردين 1395
بازدید : 600
نویسنده : .::چشم انتظار::.



انجمن ادبے مشهد
 
 گاه گاهے شعر میگفتم.در انجمن ادبے مشهد هم،رفت و آمدے داشتم اما چون اغلب ، اشعار دیگران را نقد میڪردم و آنها( شفیعے ڪدڪنی،قدسی،باقرزاده،ڪمال،قهرمان و ... ) هم غالبا" نقد مرا تصدیق میڪردند ، یڪ جورے فهمیده بودم ڪه شعرهاے خودم در حدے نیست ڪه بخوانم.میدانستم ڪه اگر نقد شود اشڪالات زیادے دارد.بعنوان یڪ ناقد،از اشعار خودم راضے نبودم .آن موقع حدودا"بیست سالم بود.البته این تا سالهاے هزارو سیصد و چهل و دو و یا هزاروسیصد وچهل و چهار ادامه داشت ڪه بعد دیگر غرق شدن در ڪارهاے مبارزات ، مارا از ڪار شعر به ڪلے دور ڪرد؛انجمن هم دیگر نمیرفتم.



:: موضوعات مرتبط: امام خامنه ای و سخنان ایشان , ,
تاریخ : دو شنبه 23 فروردين 1395
بازدید : 884
نویسنده : .::چشم انتظار::.

دلسوخته اى هر شب خدا را مى خواند و ذکر الله از دهان او نمى افتاد. در همه حال لفظ الله بر زبان داشت و یک دم از این ذکر، نمى آسود.
شبى شیطان به سراغش آمد و گفت : این همه الله را لبیک کو ؟ چگونه او را این همه مى خوانى و هیچ پاسخ نمى شنوى ؟ اگر در این ذکر، سودى بود، باید ندایى مى شنیدى و لبیکى مى آمد.
مرد، شکسته دل شد و به خواب رفت . در خواب حضرت خضر را دید که به او مى گوید: چه شد که از ذکر بازماندى ؟
گفت : همه عمر او را خواندم ، هیچ پاسخ نشنیدم . اگر بر در کسى چند بار بکوبند ، پاسخى شنوند . من سال ها است که الله مى گویم و لبیک نمى شنوم . ترسم که مرا از خود رانده باشد و سزاوار لبیک نباشم . خضر گفت : هرگاه که او را خواندى ، او تو را پاسخ گفته است .
گفت : چگونه ؟ گفت : همین که او را مى خوانى ، او تو را حال و توفیق داده است که باز بیایى و الله بگویى . آن الله گفتن هاى تو، لبیک هاى خدا است . اگر رد باب بودى ، آن توفیق نمى یافتى که باز آیى و باز او را بخوانى . بدان که اگر در دل تو سوز و دردى است ، آن سوز و گدازها، همان فرستادگان خدا هستند که از جانب خدا تو را پاسخ مى گویند و به درگاه او مى کشانند.



:: موضوعات مرتبط: خدا , مطالب آموزنده , ,
تاریخ : دو شنبه 23 فروردين 1395
بازدید : 1205
نویسنده : .::چشم انتظار::.



انسان دو نوع معلم دارد:
 آموزگار و روزگار!
 
 هر چه با شیرینے از اولے یاد نگرفتی،
 دومے با تلخے به تو مے آموزد...



:: موضوعات مرتبط: جملات زیبا , ,
تاریخ : دو شنبه 23 فروردين 1395
بازدید : 840
نویسنده : .::چشم انتظار::.



 هرچیزے اگر رهایش ڪنے
 
 پژمرده میشود
 
 بجز قرآن
 
 ڪه اگر رهایش ڪردے
 
 خودت پژمرده خواهے شد



:: موضوعات مرتبط: مطالب آموزنده , جملات زیبا , ,
تاریخ : شنبه 21 فروردين 1395
بازدید : 788
نویسنده : .::چشم انتظار::.

 مرد مومنے به طرز ناگهانے تمام ثروتش را از دست داد.چون میدانست خدا او را به نحوے ڪمڪ خواهد ڪرد، دست به دعا برداشت.
 - پروردگارا ! بگذار ڪه من در بخت آزمایے برنده شوم .
 او سالها و سالها دعا ڪرد اما همچنان فقیر باقے ماند.
 سرانجام روزے مرد و از آنجا ڪه خیلے با ایمان بود بلافاصله به بهشت برده شد.
 وقتے به آنجا رسید از وارد شدن سرباز زد. او گفت ڪه تمام عمرش را مطابق تعالیم مذهبے اش زیسته است اما خدا هرگز اجازه نداده ڪه در مسابقه بخت آزمایے برنده شود.با انزجارگفت:
 - هرچه بمن وعده داده بودے دروغ بود.
 خداوند جواب داد: من همیشه براے ڪمڪ ڪردن به تو آماده بودم .اما با وجود اینڪه من میخواستم ڪمڪت ڪنم تو حتے یڪ بلیت بخت آزمایے هم نخریدی.
 
 نتیجه: دعاے واقعے آن نیست ڪه از خدا بخواهیم به ما ڪمڪ ڪند، بلڪه اینست ڪه به او اجازه چنین ڪارے را بدهیم.
 
 
 خداوند به هر پرنده اے دانه اے میدهد ولے آنرا در داخل لانه اش نمے اندازد."هالندی"

برگرفته از کتاب: شما عظیم تر از آنی هستید که می اندیشید.

استفاده از این مطلب تنها با نام وب ما مجاز میباشد.



:: موضوعات مرتبط: خدا , مطالب آموزنده , ,
تاریخ : پنج شنبه 19 فروردين 1395
بازدید : 1032
نویسنده : .::چشم انتظار::.

 مدافعان حرم براے پول میروند!!
 
 آرے تو خود را بجهالت بزن و اینگونه بگو!! اما قبلش این متن را بخوان

~~~~~~~~~~❤️❤️~~~~~~~~~~

 
* میگویند مدافعان حرم براے چه میروند؟! خب نروند!! ڪشور مانیست ڪه ،ڪشوربیگانه است .. 
 
 اما انگار نمیدانند ڪه وقتے آنها در خارج از مرزهاے خود به جنگ با دشمن نروند ،دشمن به داخل ڪشور خودمان مے آید.آنوقت هم با خودت میجنگند وهم باڪودڪان خردسالت.نمیدانم این ها را چگونه باید برایشان توضیح دهیم ڪه متوجه شوند..برخے خودشان را به نادانے و غفلت میزنند؛علاوه براینڪه همگے ما ایرانے هستیم،مسلمان هم هستیم،وقتے صداے مظلومے را درجایے از جهان میشنویم باید به فریادش برسیم،چه در ڪشور ماباشد چه در دیگر ڪشورها،
 اسلام ڪه مرزے ندارد،مسلمان!
 
* میگویند مدافعان حرم براے پول میروند
 
 اینان از گروه قبلے هم نادانترو غافلترند.. چه ڪسے حاضراست ڪه فرزند و یا همسر خود(عزیز دلش) را براے پول به حراج بزند؟! خودت را جاے خانوادههاے شهدا بگذار،آیا حاضرے میلیاردها میلیارد دریافت ڪنے و پاره تنت را براے پول از دست بدهی؟! آیا میشود به اینان به چشم یڪ انسان نگاه ڪرد ڪه براے پول هرڪارے میڪنند؟؟!!
 
 نه عزیز دلم،ڪسے ڪه مدافع حرم است،راضے است سرش برود اما به حرم عمه سادات تعرضے نشود..
 حاضر است خانواده اش را تنها بگذارد ،اما به حرم جسارتے نشود...نه اینڪه خانواده برایش مهم نیست،نه! اتفاقا اینان همانهایے هستند ڪه در عشق ورزے و محبت به خانواده بیش از دیگران،محبتشان را نثار خانواده شان میڪنند..اما میدانند ڪجا باید چه ڪنند!
 


"*"*"*"*"*"**"*"*"*"*"*"

 چگونه بگویم از تهمتهایے ڪه به خانوادههایشان میزنند
 چه بگویم ڪه دلشان از حرف مردم خون شده
 معنے دلتنگے را میفهمی!؟
 تو چه میفهمے ،وقتے دخترش رو به مادر میڪند و سراغ از بابایش میگیرد،اما دیگربابایے نیست..آرے بابایش را داده تا پول بگیرد...گاهے عقلمان به اندازه .....
 
 اینان ڪه اجرشان با خداست،اما تویے ڪه به اینان تهمت میزنی،فڪرے هم براے آخرتت میڪنی..

~~~~~~~~~~❤️❤️~~~~~~~~~~

 
 آرے بگذاریم آنها در خواب غفلتشان بمانند،روزے فرامیرسد ڪه مرگ آنها را از خواب بیدارمیڪند...
 


 به قلم .::چشم انتظار::.


استفاده از این مطلب تنها بانام وب ما مجازمیباشد



:: موضوعات مرتبط: مطالب آموزنده , شهدا , دلنوشته , ,
تاریخ : چهار شنبه 18 فروردين 1395
بازدید : 804
نویسنده : .::چشم انتظار::.

 
 
 1- دین و ایمان
 2- اخلاق
 3- هوش و خرد
 4- خانواده و تبار
 5- ادب و فرهنگ
 6- زیبایے 
 7- ملاڪهاے دیگر
 
 اڪنون به توضیح ملاڪ اول میپردازیم ؛یعنے دین و ایمان
 
 1- دین و ایمان:
 در اسنادے ڪه از امام علے (ع) در دست است ما بیشترین تاڪید را در انتخاب همسر،روے ایمان فرد میبینیم .بنظرما حقّ ڪلام نیز همان است.چرا ڪه ایمان براے آدمے ،پلیسے درونے و چراغے فراراه حیات است.اگر مردو زنے به واقع مومن باشند،هرگز در زندگے دچار صدمه و آسیب نخواهد شد و پیوندشان به جدایے منجر نخواهد شد.به سخنان امام در این زمینه عنایت ڪنیم:

 1.اگر فردے آمد ڪه از دین و امانت او راضے بودید با او پیوند ازدواج برقرار ڪنید.
 2.ایمان برترین هدف و مقصد است .
 3.به سبب ایمان درباره اعمال شایسته داورے میشود.
 4.آنڪس ڪه ایمان ندارد،امانت دارے هم ندارد.(میدانید ڪه همسر امانت خداست)
 5.به سبب ایمان آدمے به مرتبه بالاے سعادت و نهایت شادمانے و سرور میرسد. 
 6.و البته براے ایمان آدمے نشانه هاییست ڪه ازجمله آن ،ڪثرت پرهیزگاری،تملڪ شهوت و مدیریت برخود در این عرصه، و غلبه بر هواے نفس است.

 
 1.مستدرڪ الوسائل.ج14.ص188
 2.غررالحڪم .حدیث850
 3.هدایت العلم.ص 117
 4.غررالحڪم.حدیث8762
 5.هدایت العلم.ص117
 6.غررالحڪم.ص864

استفاده از این مطلب تنها با نام وب ما مجاز میباشد



:: موضوعات مرتبط: مطالب آموزنده , ازدواج و همسرداری , احادیث و روایات , ,
تاریخ : سه شنبه 17 فروردين 1395
بازدید : 730
نویسنده : .::چشم انتظار::.

【نکاتی درباره آیه ۱۰ سوره نساء】

تجسم اعمال و مجازات خوردن مال #یتیم:
از این آیه استفاده می شود که اعمال ما علاوه بر چهره ی ظاهری خود ،یک چهره ی واقعی نیز دارد که در این جهان از نظر ما پنهان است؛اما در جهان دیگر ظاهر می شود و تجسّم اعمال واقعیت می یابد.قرآن در این آیه می گوید که آن ها که مال یتیم را می خورند،گرچه چهره ی ظاهری عملشان بهره گیری از غذاهای لذیذ و رنگین است،چهره ی واقعی این غذاها آتش سوزان است و همین چهره است که در قیامت آشکار می شود.از امام باقر ( ع) روایت شده است:"کسی که مال یتیم را بخورد،روز قیامت خواهد آمد در حالی که آتش در شکمش چنان افروخته است که شعله های آن از دهان او خارج می شود و تمام اهل محشر می فهمند که او خورنده ی مال یتیم است."چهره ی واقعی عمل همیشه تناسب خاصی با کیفیت ظاهری آن دارد.همان گونه که خوردن مال یتیم و غصب حقوق او ،قلب یتیم را می سوزاند و روح او را آزار می دهد،چهره ی واقعی این عمل،آتش سوزان است .احادیث و روایات در نکوهش تجاوز به اعمال یتیمان بسیار زیاد  و تکان دهنده است و حتی کم ترین تعدی به اموال یتیمان،مشمول این حکم معرفی شده است.در روایتی می خوانیم از معصوم ( ع) سوال شد که این مجازات آتش در مقابل چه مقدار از غصب مال یتیم است،حضرت فرمود:" در برابر دو درهم."۲

نکاتی درباره آیه ۱۲ سوره نساء

چرا ارث مرد دو برابر ارث زن است⁉️

این آیه و آیه پیش در پی بیان بخشی از احکام ارث است.در پاسخ این سوال که چرا ارث مرد دو  برابر ارث زن است،باید گفت که اگر چه به ظاهر چنین است،با دقت بیش تر روشن می شود که از یک نظر،ارث زنان دو برابر مردان است.این به خاطر حمایتی است که اسلام از حقوق زن کرده است.توضیح این که اسلام وظایفی بر عهده ی مرد گذاشته که با انجام آن،نیمی از درامد مردان، خرج زنان می شود؛در حالی که بر عهده ی زنان چیزی گذاشته نشده است.مرد باید هزینه ی زندگی همسر خود - از مسکن و پوشاک و خوراک و سایر لوازم - را طبق نیازمندی او بپردازد و هزینه زندگی فرزندانش نیز بر عهده ی اوست. بنابر این یک زن می تواند تمام ارث خود را پس انداز کند؛درحالی که مرد ناچار است آن را برای خود و همسر و فرزندان خرج کند و نتیجه چنین عملکردی این است که نیمی از درآمد مرد برای زن خرج می شود  و نیمی برای خودش؛در حالی که سهم زن همچنان به حال خود باقی است. با مراجعه به آثار اسلامی به این نکته پی می بریم که این سوال از همان آغاز اسلام در ذهن مردم بوده است و آنان گاه و بی گاه از پیشوایان اسلام در این زمینه پرسش هایی می کردند و پاسخ هایی که از طرف اهل بیت (ع) به این سوال داده شده، غالبا به این مضمون است که خداوند،مخارج زندگی و پرداخت مهر را بر عهده ی مردان گذارده و به همین جهت،سهم آن ها را بیش تر قرار داده است.از امام رضا (ع) نقل شده که در پاسخ این سوال فرمود:"این که سهم زنان از میراث،نصف سهم مردان است.به دلیل آن است که زن هنگامی که ازدواج می کند،چیزی می گیرد(مهر)و مرد چیزی می دهد.به علاوه، هزینه زندگی زنان بر دوش مردان است؛در حالی که زن در برابر  هزینه زندگی مرد و خودش مسئولیتی ندارد.۱"در روایت دیگری آمده است که ابن ابی العوجا،که منکر اصول دین بود،می گفت:زن بیچاره ی ضعیف چه گناهی دارد که از ارث یک سهم می برد و مرد دو سهم؟!این خبر به گوش امام صادق (ع) رسید.ایشان در پاسخ فرمود:"بر زن نه جهاد واجب است و نه نفقه  و نه خرجی خانواده و نه دیه ی جنایت غیر عمدی دیگران ؛اما همه ی این ها بر مردان واجب است .به همین جهت ،برای زن یک سهم وبرای مرد دو سهم قرار داده شده است۲."

۱-نمونه ،ج ۳،ص ۳۲۹
۲-المیزان، ج ۴،ص ۲۲۸

نکاتی درباره  آیه ۱۷ سوره نساء

شرایط قبول #توبه:
این آیه، برای قبول توبه دو شرط قرار داده است؛ یکم،#جهالت و نفهمی در حال ارتکاب گناه و دوم،#زود توبه کر دن. مفسران در توضیح این دو شرط گفته اند:منظور از جهالت در این آیه،انجام دادن کاری از روی هوای نفس و آشکار شدن شهوت و غضب است؛بدون این که آدمی با حق لجاجت و دشمنی داشته باشد. دلیل این که این کارها از روی جهالت است،این است که پس از خاموش شدن شعله شهوت و غضب، شخص از کرده ی خویش احساس پشیمانی می کند.در حقیقت، اکثر گناهان،از روی جهالت و نفهمی انجام می شوند؛زیرا هنگام گناه،پرده های شهوت و غضب،عقل و علم انسان را می پوشانند.درباره شرط دوم نیز گفته اند که مراد از کلمه "قریب"در این آیه،پیش از فرا رسیدن مرگ و آشکار شدن نشانه های آن است.این آیه همان حقیقتی را بیان می کند که امام سجاد ( ع) در دعای ابوحمزه با توضیح بیش تری بیان فرموده است؛آن جا که به خداوند عرض می کند:"خدایا،هنگامی که من تو را معصیت کردم،از روی انکار خداوندی ات،اقدام به گناه نکردم و به خاطر خفیف شمردن امر تو نبود و مجازات تو را کم اهمیت نگرفتم و به آن بی اعتنا نبودم و وعده ی کیفرت را سبک نشمردم؛بلکه خطایی بود که در برابر من قرار گرفت و نفس اماره ،حق را بر من مشتبه کرد و هوای نفس بر من چیره شد.۲"

۲- نمونه، ج ۳،ص ۳۴۹

نکاتی درباره ی آیه ۲۰ سوره نساء

#مهر را با #تهمت زدن به زن پس نگیرید:

در شأن نزول این آیه آمده است که پیش از اسلام، رسم بر آن بود که اگر می خواستند همسر سابق را طلاق بدهند و ازدواج جدیدی کنند،برای فرار از پرداخت مهر، همسر خود را به اعمال منافی عفت متهم می کردند و بر او سخت می گرفتند تا حاضر شود مهر خویش را که معمولا پیش تر دریافت می شد،پس بدهد و طلاق بگیرد و همان مهر را برای همسر دوم قرار می دادند.این آیه نازل شد و به شدت از این کار زشت جلوگیری و آن را نکوهش کرد.۱

 ۱-نمونه،ج ۳،ص ۳۵۸

نکاتی درباره ی آیه ۳۱ سوره نساء

گناهان #کبیره و #صغیره:

از این آیه و آیات دیگر استفاده می شود که گناهان به دو دسته تقسیم می شوند:گناهان بزرگ (کبیره) و گناهان کوچک (صغیره).در این که ضابطه و میزان کوچک یا بزرگ بودن یک گناه چیست،گفته اند که گناه بزرگ، هر گناهی است که از نظر اسلام بزرگ و پر اهمیت است و نشانه ی اهمیت آن این است که در قرآن تنها به نهی از آن قناعت نشده، بلکه به دنبال آن به عذاب دوزخ تهدید گردیده است؛مانند:شرک،زنا،رباخواری،خوردن مال یتیم و ... از این رو در روایات اهل بیت (ع) می خوانیم:"گناهان بزرگ،گناهانی هستند که خداوند مجازات آتش برای آن ها مقرر کرده است۳."نظریه دیگری ،شدت نهی از یک گناه را معیار بزرگ یا کوچک بودن آن می داند؛یعنی برای تشخیص بزرگ یا کوچک بودن یک گناه باید دید که قرآن و سنت از آن زیاد نهی کرده است یا کم .۴نکته مهمی که در این جا باید بدان توجه داشت ،این است که گناهان کوچک درصورتی کوچک هستند که تکرار نشوند  و علاوه بر آن ،از روی بی اعتنایی یا غرور و طغیان انجام نگیرند؛چرا که گناهان صغیره در مواردی به کبیره تبدیل می شوند.از امام صادق ( ع) نقل شده است:"هیچ گناه صغیره ای ،با تکرار،صغیره نمی ماند "از اما علی ( ع) نیز روایت شده است: 'بزرگترین گناهان،گناهی است که انجام دهنده اش آن را کوچک بشمارد.۵"

۳-نمونه،ج ۳،ص ۲۹۸
۴-المیزان،ج ۴،ص  ۲۲۲
۵-نمونه، ج ۳،ص ۴۰۱
#تفسیر

نکاتی درباره آیه ۳۴سوره نساء

#نشوز :

معنای نشوز،سرکشی،تکبر و اطاعت نکردن است.۲ این کلمه درمورد زن و شوهر به معنای خارج شدن هریک از آن دو از وظایف زناشویی به کار می رود.۳ باید توجه داشت که تنبیه بدنی که در این آیه بدان اشاره شده، آخرین مرحله برخورد با زنان سرکش و لجوج است؛یعنی اگر زنی از وظایف زناشویی خود سرکشی کند،ابتدا باید با زبان خوش او را پند داد.اگر موعظه تاثیری ننمود و زن قبول نکرد،باید مورد بی مهری و بی توجهی قرار گیرد و در بستر از او کناره گیری کرد تا به خود آید.باز اگر لجبازی و سرکشی کرد و بنیان خانواده را به پاشیدگی تهدید کرد ،چاره ای جز شدت عمل نمی ماند. البته همانطور که در کتب فقهی آمده است ،زدن باید ملایم و خفیف باشد؛ به طوری که نه موجب #شکستگی و مجروح شدن گردد و نه باعث #کبودی بدن .۴ امام باقر ( ع) در تفسیر زدن در این آیه فرموده است:" مانند زدن با چوب #مسواک" از همین رو خداوند در آخر آیه فرموده "بدانید خداوند بلند مرتبه و بزرگ است " تا به مردان هشدار دهد که قدرت بدنی ،آن ها را مغرور نکند و باعث ظلم و ستم به همسرانشان نگردد.۵ البته باید توجه داشت که مردانی که وظایف همسری خود را ترک می کنند  نیز مشمول مجازات،حتی مجازات بدنی،هستند. البته چون این کار غالبا از عهده زنان خارج است،حاکم شرع موظف است مردان متخلف را از طرق گوناگون و حتی از طریق تعزیر(مجازات بدنی)  به وظایف خود آشنا کند.۶

۲-المیزان،ج ۴،ص ۲۵۳
۳-مصطلحات الفقه،ص ۵۳۷
۴-نمونه،ج ۳،ص ۴۱۴
۵-المیزان،ج ۴،ص ۲۵۷
۶-نمونه،ج ۳،ص ۴۱۶


نکاتی درباره ی آیه ۳۸ سوره نساء

افت عمل:

تظاهر و #ریا ،یک بلای بزرگ اجتماعی است.از نظر اسلام، ارزش هر عمل بستگی به #انگیزه آن دارد و به تعبیر دیگر،اساس هر عمل را #نیت تشکیل می دهد؛آن هم نیت خالص.اسلام،پیش از هر چیز،پرونده ی نیت را بررسی می کند.در حدیث معروفی از پیامبر اسلام (ص) آمده است:"هر عملی بستگی به نیت آن دارد و بهره ی هرکس،مطابق نیتی است که در عمل دارد.آن کس که برای خدا جهاد کند،اجرش بر خداوند بزرگ است و کسی که برای کالای دنیا پیکار کند،یا حتی نیت به دست آوردن "عقال"(طناب کوچکی که پای شتر را با آن می بندند)کرده باشد، بهره اش فقط همان است."این اهمیت بدین خاطر است که نیت به عمل شکل می دهد.آن کس که برای خدا کاری را انجام می دهد، شالوده ی آن را محکم می کند و تمام تلاش او این است که مردم از آن بهره ی بیش تر گیرند؛ولی کسی که برای تظاهر و ریاکاری عملی را انجام می دهد ،تنها به ظاهر و زرق و برق آن می پردازد؛ بی آن که به عمق و باطن و شالوده و بهره گیری نیازمندان اهمیت دهد.جامعه ای که به ریاکاری عادت کند، نه فقط از خدا و اخلاق حسنه و ملکات فاضله دور می شود،بلکه تمام برنامه های اجتماعی او از محتوا تهی می گردد و در مشتی ظواهر بدون معنا خلاصه می شود  و چه دردناک است  سرنوشت چنین انسان و چنین جامعه ای! در حدیثی از پیامبر (ص) آمده است:"زمانی بر مردم فرا می رسد که باطن های آن ها زشت و آلوده می شود و ظاهرشان زیبا، این به خاطر طمع در دنیاست و به پاداش الهی توجهی ندارند.دین آن ها ریا می شود و ترس از خدا در دل آن ها وجود ندارد.خداوند همه ی آن ها را به عذاب سختی گرفتار می کند.پس هر اندازه   خدا را مانند شخص غریق بخوانند،دعایشان مستجاب نمی شود."۱

۱-نمونه،ج ۲۷،ص ۲۶۳

 نکاتی درباره ی آیه ۴۶ سوره نساء

بازی با کلمات و استهزای مسلمانان:

جمله ی "راعنا" به معنای " مراعات حال ما را کن و به ما مهلت بده"است و مسلمانان در آغاز دعوت پیامبر اسلام برای این که سخنان رسول خدا (ص) را بهتر بشنوند و به خاطر بسپارند،در برابر پیامبر(ص) این جمله را می گفتند؛ولی یهودیان این جمله را دستاویزی قرار داده بودند و آن را مقابل آن حضرت تکرار می کردند و منظورشان معنی عبری این جمله.-یعنی "بشنو که هرگز نشنوی"-یا معنی دیگر عربی آن -یعنی "ما را تحمیق کن"-بود؛اشاره به این که کار پیامبر اسلام (ص) -العیاذ بالله -تمحیق و اغفال مردم بوده است.۲ در آیه ۱۴ سوره بقره نیز به این موضوع اشاره شده است.
 ۲-نمونه،ج۳،ص ۲۴۷
 

نکاتی درباره آیه ۵۸ سوره نساء

اهمیت #امانت:

امانت معنای وسیعی دارد و هرگونه سرمایه ی مادی و معنوی را شامل می شود و هر مسلمانی طبق صریح این آیه وظیفه دارد که در هیچ امانتی به هیچ کس خیانت نکند؛خواه صاحب امانت مسلمان باشد یا غیر مسلمان. در روایتی نقل شده که امام صادق (ع) به یکی از دوستان خود فرمود:" اگر آن کسی که علی (ع) را با شمشیر زد و او را کشت، امانتی نزد من می گذاشت  یا از من نصیحتی می خواست یا با من مشورتی می کرد  و من می پذیرفتم.، قطعا حق امانت را ادا می کردم."در منابع اسلامی به قدری درباره ی این موضوع تاکید شده که در مورد سایر احکام کمتر دیده می شود. برای نمونه،از امام صادق (ع) نقل شده است: " ( تنها) به رکوع و سجود طولانی افراد نگاه نکنید؛زیرا ممکن است عادتی برای آن ها باشد که از ترک آن ناراحت شوند؛ بلکه به #راستگویی در سخن و ادای #امانت آن ها نگاه کنید."۲

 ۲-نمونه،ج ۳،ص ۴۷۶


نکاتی درباره آیه ۶۴ سوره نساء

توسل و تایید قرآن :

از این آیه، پاسخ کسانی که توسل به پیامبر و امامان را نوعی شرک می پندارند، روشن می شود؛زیرا این آیه به صراحت می گوید:رفتن به سراغ #پیامبر (ص) و شفیع قرار دادن او در درگاه خدا و وساطت و استغفار او برای گنهکاران موثر است و موجب پذیرش توبه و رحمت الهی خواهد شد.۴
البته چنین شفاعتی نیازمند به وجود زمینه و شایستگی و آمادگی در خود خطاکاران است.۵

 ۴-نمونه،ج ۳، ص ۴۹۹
   ۵-نمونه،ج ۳، ص ۵۰۰
 

نکاتی درباره ی آیه ۷۱ سوره نساء

تاکید بر حفظ #آمادگی همه جانبه:

این آیه، دستور جامع و همه جانبه ای به تمام مسلمانان در همه ی قرون و اعصار می دهد که برای حفظ امنیت خود  و دفاع از مرزهای خویش #پیوسته مراقب باشند و در آماده باش #مادی و #معنوی به سر برند.جالب توجه این که معنی "حِذر" به قدری وسیع است که هرگونه وسیله ی مادی و معنوی را دربر می گیرد؛از جمله این که مسلمانان باید در هر زمان، از موقعیت دشمن،نوع سلاح،روش های جنگی،میزان آمادگی،شمار اسلحه، و کارایی آن ها باخبر باشند؛
زیرا تمام این موضوعات،در پیشگیری از خطر دشمن و حاصل شدن مفهوم حِذر موثر است.از طرف دیگر،برای دفاع از خویشتن نیز از نظر روانی و معنوی و از نظر بسیج منابع فرهنگی ،اقتصادی و انسانی و همچنین استفاده از کامل ترین نوع سلاح زمان و طرز به کار گرفتن آن ،همه گونه آمادگی داشته باشند. بی شک اگر مسلمانان همین یک آیه را در زندگی خود پیاده کرده بودند،در طول تاریخ پرماجرای خویش هرگز گرفتار شکست و ناکامی نمی شدند.۳

 ۳-نمونه،ج ۴، ص ۳
#تفسیر

نکاتی درباره ی آیه #۷۵ سوره نساء

وظیفه مسلمانان درباره ی #مستضعفان:

#مستضعف با #ضعیف تفاوت دارد.ضعیف،کسی است که ناتوان است؛ولی مستضعف کسی است که بر اثر ظلم و ستم های دیگران ضعیف مانده است؛خواه استضعاف فکری و فرهنگی،خواه اخلاقی،اقتصادی،سیاسی و اجتماعی.۱
خداوند در این آیه می فرماید که در راه خدا  و در راه مستضعفان پیکار کنید.برای مومنان خالص و پاکدل کافی است که به  آن ها گفته شود "در راه خدا قیام کنید" تا دعوت خدایشان را اجابت کنند؛اما خدا مومنان دیگر را که در آن درجه ی ایمانی نیستند، با این جملات تشویق می کند که جنگ شما با کفار،علاوه بر این که در راه خداست،در راه آزادسازی برادران دینی و زنان و فرزندان خودتان از اذیت و آزار دشمنان خدا نیز هست و به این ترتیب غیرت آن ها را بر می انگیزد.اگر چه اسلام تعصب های نژادی و فامیلی را نفی کرده،تعصب و غیرت  درمورد خویشاوندان را پس از اسلام آوردن آن ها تایید فرموده است.این آیه درباره ی افرادی است که #مظلومانه گرفتار ظالمان شده اند و از خدا تقاضای نجات دارند؛مانند مسلمانانی  که نتوانستند هجرت کنند و در مکه زیر آزار و شکنجه مشرکان قرار داشتند.شایان توجه این که در ذیل این آیه، از معصومین (ع) روایت شده که " ما مستضعف هستیم ".از این حدیث،شکایت ایشان از ظلم و ستم ظالمان است اسلام بر ائمه (ع) روشن می شود ؛همچنین وجوب یاری و جهاد در راه امامان مظلوم.۲

 ۱-نمونه،ج ۴،ص۹
۲-المیزان، ج ۴،ص ۴۳۱
#تفسیر

نکاتی درباره ی آیه #۸۶ سوره نساء

#تحیت :

"تحیت" در لغت از ماده "حیات" و به معنای دعا برای زندگانی و سلامت دیگری است؛خواه این دعا به صورت "سلام علیک" ( خدا تو را سلامت بدارد) باشد و خواه به صورت "حیاک الله"  (خداوند تو را زنده بدارد) یا مانند آن.از پاره ای از روایات و تفاسیر استفاده می شود که اظهار محبت های عملی نیز در مفهوم تحیت داخل است. از امام باقر (ع)نقل شده است :"منظور از تحیت در آیه ،سلام و هرگونه نیکی کردن است. "
نیز در روایتی می خوانیم که کنیزی یک شاخه گل به امام حسن مجتبی (ع) هدیه کرد.امام در مقابل آن،وی را آزاد کرد.هنگامی که از دلیل این کار سوال کردند،فرمود:"خداوند این ادب را به ما آموخته است،آن جا که فرمود: "هرگاه به شما تحیت گویند،پاسخ آن ها را #بهتر از آن بدهید ." سپس فرمود: "تحیت بهتر،همان آزاد کردن  اوست."به این ترتیب،آیه این حکم کلی را بیان می کند که به هر نوع اظهار محبتی - اعم از #لفظی و #عملی - پاسخی بهتر یا دست کم مانند همان پاسخ باید داده شود .۳
در روایتی آمده است که مردی به پیامبر اکرم (ص) سلام کرد و گفت : السلام علیک.حضرت در پاسخ فرمود: و علیک السلام و رحمة الله .مرد دیگری رسید و گفت: السلام علیک و رحمة الله،حضرت در پاسخش فرمود :علیک السلام و رحمة الله و برکاته.
همچنین باید بدانیم که رسول خدا (ص) فرموده است: "سلام کردن مستحب و جواب آن واجب است.۴"

 ۳-نمونه،ج ۴،ص ۴۲
 ۴-المیزان، ج ۵،ص۳۶

استفاده از این مطلب کانال تنها با ذکر نام وب ما مجاز میباشد..
 



:: موضوعات مرتبط: مطالب آموزنده , تفسیر+اندکی درنگ , ,
تاریخ : سه شنبه 17 فروردين 1395
بازدید : 652
نویسنده : .::چشم انتظار::.




آیت الله فاضل لنکرانی:
حمایت از مقام رهبری امروز واجبتر از زمان امام (ره) است ایشان ستون خیمه مرجعیت است اگر ایشان نبود ما هم نبودیم

آیت الله گلپایگانی:چه کسی را بهتر از ایشان داریم که با تمام وجود مقابل دنیای زورگو و بی منطق ایستاده و دنیا هم از ایشان حساب میبرد و ما باید او را کمک کنیم.

آیت الله مکارم:اگر مقام معظم رهبری حرمت نداشته باشد امروز هیچکدام از ما ایرانیها حرمت نخواهیم داشت. تبعیت از حکم حکومتی ولی فقیه بر مراجع تقلید هم واجب است.

آیت الله نوری:خامنه ای کوثر است دشمن او ابتر است.

علامه حسن زاده آملی: روزی علامه جلوی حضرت آقا دو زانو نشسته و ایشان را مولا خطاب میکنند، آقا ناراحت شده و به علامه میفرمایند این کار را نکنید علامه میفرمایند اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمیکردم
و در جای دیگر میفرمایند:
گوشتان به دهان رهبر باشد چون ایشان گوششان به دهان حضرت حجت است.

آیت الله بهاالدینی:(در زمان عیادت حضرت آقا از آیت الله بهاالدینی) ، آیت الله از این دیدار بسیار به وجد آمدند و مقام معظم رهبری را با عنوان ((السلام علیک یا ودیعه الله)) سلام دادند .این در حالی است که رهبری از نظر سنی جای پسر آیت الله بهاالدینی است.

آیت الله وحید خراسانی:من به آیت الله خامنه ای ارادت کامل دارم.

آیت الله گلپایگانی:تضعیف شما (رهبری) را حرام می دانم عمده عظمت شماست.

آیت الله سیستانی:امروز آبروی اسلام وابسته به آبروی ایران است و آبروی جمهوری اسلامی وابسته به آبروی آیت الله خامنه ای است.

آیت الله صدیقی:آقای بهجت به خود بنده فرمودند که در دیداری که با امام زمان داشتم از ایشان راجع به آقای خامنه ای پرسیدم و حضرت پاسخ دادند آقای خامنه ای از ماست.
.
در زمان سفر آقای خامنه ای به قم، آیت الله بهجت هم جزء جمعیت استقبال کنندگان آمده بودند یکی به آقای بهجت گفت آقا شما چرا با این سن وسال آمدید وسط این جمعیت؟ آقا فرمودند اگر مردم ميدانستند که استقبال این سید چقدر ثواب دارد هیچ کس در خانه نمیماند.

شهید آوینی:خون دادن برای امام خمینی زیباست اما خون دل خوردن برای امام خامنه ای زیباتر است.

آیت الله فاطمی نیا:هرکس کوچکترین حرفی در تضعیف مقام رهبری بزند خدا او را نخواهد بخشید این مرد بزرگ عز اسلام است.

آیت الله جوادی آملی: رهبری نه پست است نه مقام بلکه امام جامعه است، هر لفظی غیر از امام خامنه ای جفاست به ایشان.



:: موضوعات مرتبط: مطالب آموزنده , امام خامنه ای و سخنان ایشان , ,
تاریخ : دو شنبه 16 فروردين 1395
بازدید : 548
نویسنده : .::چشم انتظار::.

 ﺍﻧﮕﺸﺘﻬﺎﯼ ﺩﺳﺘﻤﺎﻥ ﯾﮑﯽ ﮐﻮﭼﮏ ، ﯾﮑﯽ ﺑﺰﺭﮒ، ﯾﮑﯽ ﺑﻠﻨﺪ،  ﯾﮑﯽ ﮐﻮﺗﺎﻩ
ﯾﮑﯽ ﻗﻮﯼ،  ﯾﮑﯽ ﺿﻌﯿﻒ
ﺍﻣﺎ ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺭﺍ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ ...
ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺭﺍ ﻟﻪ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ
ﻭ ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺗﻌﻈﯿﻢ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ
ﺁﻧﻬﺎ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﯾﮏ ﺩﺳﺖ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ﻭ ﮐﺎﺭ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ
ﮔﺎﻩ ﻣﺎ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺑﻮﺩﯾﻢ , ﻟﻬﺶ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﭘﺎﯾﯿﻨﺘﺮ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﯿﭙﺮﺳﺘﯿﻢ

ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﺑﺎﺷﺪ ،
ﻧﻪ ﮐﺴﯽ ﺑﻨﺪﻩ ﻣﺎﺳﺖ ,
ﻧﻪ ﮐﺴﯽ ﺧﺪﺍﯼ ﻣﺎ ،
ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﻧﮕﺸﺖ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ
ﺁﻓﺮﯾﺪ
ﺑﺎﻫﻢ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﻭ ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ،
ﺁﻧﮕﺎﻩ ﻟﺬﺕ ﯾﮏ ﺩﺳﺖ ﺑﻮﺩﻥ ﺭﺍ ﻣﯿﻔﻬﻤﯿﻢ ..



:: موضوعات مرتبط: مطالب آموزنده , ,
تاریخ : دو شنبه 16 فروردين 1395
بازدید : 609
نویسنده : .::چشم انتظار::.

آموزه های وحی در سیره اهل بیت(ع)

مجله: فرهنگ كوثر - شماره 63
 
 
دیباچه

 با اندکی مطالعه در سیره اهل بیت علیهم السلام می توان به حضور گسترده آیات وحیانی قرآن در تمام زوایای زندگی آنان پی برد. آنان چنان قرآن را با زندگانی روزمره خود، عجین کرده بودند که کمتر حدیث یا روایتی را می توان از ائمّه اهل بیت علیهم السلام به دست آورد که در آن آیه، اشاره، شاهد و یا تفسیری از قرآن نباشد. آن بزرگواران از روز تولّد با آیات الهی زبان می گشودند و هنگام شهادت نیز کلام وحی بر زبان داشتند. طبق نوشته علامه مجلسی، سر امام حسین علیه السلام بعد از شهادت آن حضرت بر بالای نیزه، آیات قرآن را تلاوت می نمود.(1) و به خفتگان و غفلت زدگان هشدار می داد که این آیات الهی، جاودانه باقی خواهند ماند و با کشته شدن و شهادت ما این آیات فراموش نمی شود. این حقیقت در زندگی تمام پیشوایان معصوم علیهم السلام نمایان بود. تاریخ نگاران در مورد امام رضاعلیه السلام نوشته اند: همه سخنان، پاسخ ها و مثال های آن حضرت برگرفته از قرآن بود. او هر سه روز یکبار قرآن را ختم می کرد و می فرمود: اگر بخواهم، در کمتر از سه روز هم می توانم آن را ختم نمایم؛ اما هرگز آیه ای را تلاوت نمی کنم مگر اینکه در معنا، شأن نزول و وقت نزول آن می اندیشم.(2)

ائمّه علیهم السلام این چنین بودند و ترویج فرهنگ قرآنی را در جامعه برخود لازم دانسته و از هیچ کوششی در این رابطه دریغ نمی نمودند. در این فرصت، مواردی از رفتار و گفتار چهارده معصوم علیهم السلام را به ترتیب از خاتم انبیاءصلی الله علیه وآله وسلم تا خاتم اوصیا(عجّ) در ارتباط با ترویج فرهنگ قرآنی در جامعه و توضیح و معانی آیات و بیان اشارات وحی به مخاطبان گرامی تقدیم می داریم.

 

طریقه دعا

 

پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم همواره از حال یارانش جویا می شد. حضرت روزی شنید که یکی از اصحاب بیمار است، بنابراین به عیادتش رفت و از او احوال پرسی نمود. بیمار گفت: یا رسول الله! نماز مغرب را که در مسجد به شما اقتدا کرده بودم، شما سوره قارعه را قرائت کردید. در آن لحظه من چنان تحت تأثیر این آیه قرار گرفتم و از خداوند خواستم: پروردگارا! اگر در نزد تو گنهکارم، طاقت عذاب آخرت را ندارم، در همین دنیا مرا عذاب کن! اکنون می بینید که مریض شده ام!

رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم فرمود: دعای درستی نکردی! می بایست در دعا از قرآن سرمشق بگیری که دعا کردن را به ما می آموزد و می فرماید: «رَبَّنَآ ءَاتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَفِی الْأَخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ»(3)؛ پروردگارا! هم در دنیا و هم در آخرت به ما پاداش نیک بده و ما را از عذاب دوزخ نگهدار.

آنگاه رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم برای او دعا کرد و او از بیماری شفا یافت.(4)

 

علی علیه السلام و قرآن

 

امیرمؤمنان علی علیه السلام در گفت و گوها و رفتارهای فردی و اجتماعی خویش بر آیات الهی اصرار ورزیده و بر ترویج آن اهتمام ویژه ای داشت. آن حضرت بر این باور بود که:

«اَنَّ القُرآنَ هُوَ النَّاصِحُ الّذی لایَغُشُّ واَلهادی الّذی لا یُضِلُّ وَالمُحَدِّثُ الذی لایَکْذِبُ (5)؛ همانا این قرآن پند دهنده ای است که نمی فریبد و هدایت کننده ای است که گمراه نمی سازد و سخنگویی است که هرگز دروغ نمی گوید.»

به همین علّت، امام در فرصت های مناسب از آیات قرآن بهره می گرفت. داستان زیر، نمونه ای از این حقیقت است:

زمانی معاویه از عقیل پرسید: داستان آهن سرخ شده چیست؟ عقیل گفت: در اوائل حکومت علی علیه السلام روزگار بر من فشار آورد و مخارج زندگی، مرا ناتوان ساخت. نزد خود اندیشیدم که برادرم به حکومت رسیده و اموال زیادی در اختیار دارد؛ پس نزد او رفته و یاری بخواهم. با همین قصد در یکی از شب های تاریک، با کمک فرزندم (ظاهراً در آن زمان عقیل پیر بوده و روشنایی چشمانش را از دست داده بود) به خانه علی علیه السلام رفتم. او به پسرم گفت که ما دو نفر را تنها بگذارد و خود از اطاق بیرون رود. وقتی اطاق خلوت شد، علی علیه السلام گفت: بیا نزدیک، بگیر! من با حرص و طمعی وصف ناپذیر و به گمان اینکه کیسه ای طلا به من خواهد داد، به سرعت به نزدش شتافته و دستم را به سویش دراز کردم، ولی ناگهان آهن تفتیده ای را - که در آتش سرخ شده بود - به دستم داد. از شدّت سوزش و حرارت، فریاد کشیدم و آن را به زمین انداختم. در آن حال، علی علیه السلام فرمود:

مادرت به عزایت بگرید! این حرارت آهن است که انسانی آن را با آتش دنیا داغ کرده است. آیا تو از آزار کوتاه مدّت ناله می کنی؛ اما من از آتش سوزان و جاویدان جهنّم ننالم؟! پس، فردای قیامت به من و تو چه خواهد گذشت، اگر ما را به رشته زنجیر آتشین دوزخ بکشند؟

و سپس این آیه را تلاوت فرمود: «اِذِ الاَغلالُ فی أَعْناقِهِم وَالسَّلاسِلُ یُسْحَبُونَ»(6)؛ در آن هنگام که غل و زنجیرها برگردن های آنان قرارگرفته و آنها را به سوی آتش جهنّم می کشند.

و در آخر به من گفت: برادر! جز آنچه که خداوند برای تو تعیین کرده، حقّی از بیت المال در نزد من نداری! برو پیش خانواده ات!(7)

 

زهد در قرآن

 

امام علی علیه السلام در مورد زهد می فرمود: «اَلزُّهدُ کُلُّهُ بَینَ کَلِمَتَینِ مِنَ القرآنِ: قال اللهُ سُبحانه: «لِکَیْلا تَأسَوْا عَلی ما فاتَکُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاکُم»(8) وَ مَنْ لَمْ یَأِسَ عَلَی الماضی وَ لَمْ یَفْرَحْ بِالآتی فَقَدْ أَخَذَ الزُّهدَ بِطَرَفَیْهِ»؛ زهد در بین دو کلمه از قرآن است؛ آنجا که خدای سبحان فرمود: «برآنچه از دست شما رفته، حسرت نخورید و به آنچه به شما رسیده، شادمان مباشید.» بنابراین کسی که بر گذشته افسوس نخورد و به آینده شادمان نباشد، همه جوانب زهد را رعایت کرده است.»(9)

 

روابط والدین و فرزندان

 

در فرهنگ اهل بیت علیهم السلام برای تحکیم روابط والدین و فرزندان شیوه هایی در نظر گرفته شده است و اگر در خانواده این روش ها رعایت شود، افزون بر تحکیم روابط خانوادگی و افزایش مهر و محبّت، موجب خشنودی خداوند متعال نیز خواهد شد. نیکو صداکردن یکدیگر، یکی از این شیوه هاست. انتخاب کلمات زیبا و عاطفه برانگیز که عشق و علاقه سرشار به اطرافیان را نشان می دهد، در مخاطب تأثیر روانی دارد. در این رابطه یک روایت تربیتی را مرور می کنیم:

حضرت فاطمه علیها السلام نقل می کند: وقتی آیه «لاتَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَیْنَکُمْ کَدُعاءِ بَعْضِکُمْ بَعضاً»(10)؛ «رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم را به هنگام خطاب همانند خودتان صدا نکنید و نام نبرید (او را یا رسول الله خطاب کنید) نازل شد»، من طبق آیه، آن حضرت را «یا رسول الله» خطاب می کردم و از این که مثل سابق «پدر» صدا کنم، بیم داشتم! پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم دو سه بار چیزی نگفت؛ اما یکبار به من فرمود: ای فاطمه! آن آیه در مورد تو و خانواده و نسل تو نازل نشده است! تو از منی و من هم از توام! آن آیه برای جفاکاران و درشتخویان قریش که اهل گردنکشی و تکبّرند، نازل گشته است. دوست دارم تو همچنان مرا «پدر» صدا کنی که این گونه خطاب، دل را زنده تر می دارد و خداوند متعال را خشنودتر می سازد.(11)

 

دفاع از حقّ

 

پس از رحلت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه وآله وسلم ابوبکر بر مسند خلافت نشست و عوامل وی، «فدک» را که از مِلک پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم بود و از نظر شرعی و به طریق ارث به تنها فرزند رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم؛ یعنی حضرت فاطمه زهراعلیها السلام می رسید، به زور تصرّف کرده و کارگزار حضرت فاطمه علیها السلام را از آنجا بیرون راندند. علی علیه السلام به فاطمه علیها السلام فرمود: برو نزد ابوبکر و ارث خودت را از او بگیر! حضرت زهراعلیها السلام به نزد ابوبکر آمده، فرمود: ارثی را که از پدرم، رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم رسیده، به من بازگردانید! خلیفه گفت: پیامبران ارث باقی نمی گذارند! فاطمه علیها السلام فرمود: «وَ وَرِثَ سُلیمانُ داوُدَ»(12)؛ «حضرت سلیمان از پدرش حضرت داود ارث برد.» خلیفه عصبانی شده و سخن خود را تکرار کرد که پیامبر ارث نمی گذارد! فاطمه علیها السلام فرمود: آیا زکریای پیامبر عرض نکرد: «فَهَبْ لی مِنْ لَدُنکَ وَلِیّاً وَ یَرِثُنی وَ یَرِثُ مِنْ آلِ یَعقُوبَ»(13)؛ «خدایا! از نزد خود جانشین به من ببخش که وارث من و خاندان یعقوب باشد.» ابوبکر بازهمان سخن قبلی خود را تکرار کرد، بدون اینکه به استدلال های قرآنی حضرت فاطمه علیها السلام پاسخی داده باشد! حضرت فاطمه علیها السلام دوباره فرمود: آیا خداوند در قرآن نفرموده است: «یُوصیکُمُ اللهُ فی أَولادِکُمْ لِلذَّکَرِ مِثلُ حَظِّ الاُنثَیَینْ»(14)؛ «خداوند شما را در مورد فرزندانتان سفارش می کند که برای فرزند پسر، مطابق سهم دو دختر بدهید.»؟! خلیفه سخن اوّل خود را دوباره تکرار کرد که پیامبر از خود ارث نمی گذارد. به این ترتیب حضرت زهراعلیها السلام با منطق وحیانی قرآن از حقّ خود دفاع کرد و «ارث» را ثابت نمود؛ اما آنان در مقابل این منطق الهی به زور متوسّل شده و به او ظلم نمودند.(15)

 

پاداش شفاعت

 

انس بن مالک می گوید: یکی از کنیزان امام حسن مجتبی علیه السلام شاخه گلی را به حضور حضرت آورده و به آن بزرگوار تقدیم کرد. امام حسن علیه السلام آن شاخه گل را با کمال میل پذیرفته و به او فرمود: من تو را در راه خدا آزاد کردم. من با تعجّب گفتم: در مقابل اهداء یک شاخه گلِ ناچیز، شما او را آزاد کردید؟ امام در پاسخ فرمود: خداوند متعال در قرآن به ما چنین یاد داده است: «اذا حُیّیتُم بِتَحیَّةٍ فَحَیُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها»(16)؛ «هرگاه کسی به شما تحیّت گوید، پاسخ آن را بهتر از آن بدهید.» سپس فرمود: پاسخ بهتر، همان آزاد کردن است.(17)

 

اسوه اخلاق و فضیلت

 

جمعی از سادات بنی هاشم، شبی در منزل امام حسن مجتبی علیه السلام مهمان بودند و از موضوعات مختلف سخن می گفتند. هنگام صرف غذا رسید؛ یکی از خدمتکاران، در اثر سهل انگاری، هنگامی که غذای داغ را بر سر سفره می آورد، مقداری بر روی پای امام حسن علیه السلام ریخت و پای مبارکش مجروح شد. غلام، به سرعت زبان به عذرخواهی گشود و گفت: سرورم! خدای متعال می فرماید: «اَلْکاظِمینَ الْغَیْظ»؛ «پرهیزگاران خشم خود را فرو می برند!» امام فرمود: خشم خود را فرو بردم. غلام ادامه داد: «وَالعافینَ عَنِ النَّاسِ»؛ «از خطای مردم می گذرند.» امام فرمود: تو را عفو کردم. غلام اضافه کرد: «وَاللهُ یُحِبُّ المُحْسِنینَ»(18)؛ «خداوند، نیکوکاران و احسان کنندگان را دوست دارد.» امام علیه السلام پانصد درهم به او بخشید و او را آزاد کرد.(19)

 

مرز اطاعت

 

روزی امام حسین علیه السلام از مقابل عبدالله بن عمروعاص عبور می کرد. عبدالله با مشاهده امام حسین علیه السلام، در حالی که به آن بزرگوار اشاره می کرد، به حاضران گفت: هرکس دوست دارد محبوب ترین مردم زمین را در نزد اهل آسمان ببیند، به این شخصِ عابر نگاه کند، گرچه من پس از حادثه صفّین تاکنون با او سخن نگفته ام!

ابوسعید خدری او را نزد امام حسین علیه السلام برد و گفته هایش را مطرح نمود. حضرت از عبدالله پرسید: آیا تو می دانستی که من محبوب ترین مردم زمین، نزد آسمانیانم و در عین حال با من و پدرم در صفّین به جنگ برخواستی؟ به خدا سوگند که پدر من از من بهتر بود!

عبدالله پوزش خواسته و گفت: پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم به من فرمود: از پدرت اطاعت کن و چنین کردم! حضرت سیّدالشّهداعلیه السلام فرمود: آیا کلام خداوند را نشنیده ای که می فرماید: «وَإنْ جاهَداکَ عَلی أَنْ تُشْرِکَ بی مالَیْسَ لَکَ بِهِ عِلمٌ فَلا تُطِعْهُما»(20)؛ «اگر پدر و مادرت تو را وادار کنند که چیزی را همتای من قرار دهی، که از آن آگاهی نداری، و می دانی که باطل است، از آنها پیروی نکن!؟» آیا سخن پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم را نشنیده بودی که: همانا اطاعت از غیر خدا، فقط در کارهای نیک است؟! و نیز گفتار آن بزرگوار را که: هیچ مخلوقی را در چیزی که نافرمانی آفریدگار است، نباید اطاعت کرد؟!(21)

 

ارزش تبلیغ فرهنگی

 

امام حسین علیه السلام از شخصی پرسید: به نظر تو کدام یک از دوکار با ارزش تر است؛ مردی می خواهد بیچاره ناتوانی را به قتل برساند و تو او را از دست قاتل می رهانی، یا فردی ناصبی که دارای اعتقادات فاسد و باطلی است، تلاش می کند اعتقادات یک انسان مؤمنِ درمانده و ضعیف از شیعیان ما را متزلزل کرده و گمراه کند و تو با شیوه ای او را راهنمایی کرده و از انحرافش جلوگیری و ناصبی را با استدلال های الهی شکست داده و مغلوبش می کنی؟

امام حسین علیه السلام در ادامه سخنانش فرمود: آری، اگر این مؤمن را از دست آن فرد ناصبی نجات دهی، ارزش بالاتری دارد. خداوند متعال در قرآن فرمود: «مَنْ أَحْیاها فَکَأنَّما أَحْیا النَّاسَ جَمیعاً»(22)؛ «هرکس یک انسان را زنده کند، مثل این است که تمام مردم را زنده کرده است.»

و تفسیر این آیه چنین است: هرکه آن نفس انسانی را زنده کند و از کفر به ایمان هدایت نماید، همانند این است که تمام مردم را از کشته شدن با شمشیرهای آهنین پاسداری کرده است.(23)

امام در حدیث دیگری در توضیح این سخن، فرمود: برتری کسی که یتیم آل محمّد را - که از پیشوایان خود جدا شده و در سراشیبی جهل و ظلمت سقوط کرده - از ورطه جهالت رهانیده و راه حق را برایش نمایانده و او را از اشتباهاتش برگردانده، برکسی که به یتیمِ گرسنه و تشنه آب و غذا می دهد، همانند برتری آفتاب نسبت به ستاره سُها (ستاره کم نور) است.(24)

 

مکان خداوند!

 

زید بن علی بن الحسین علیهم السلام می گوید: از پدرم (امام زین العابدین علیه السلام) پرسیدم: پدرجان! مگر این طور نیست که خداوند متعال با مکان توصیف نمی شود و برای او مکانی نیست؟ فرمود: بله، خداوند متعال بزرگتر از این است که به مکان توصیف شود. گفتم: پس اینکه حضرت موسی علیه السلام در معراج به رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: به سوی پروردگارت برگرد؛ چه معنایی دارد؟ فرمود: معنای آن مانند سخن حضرت ابراهیم علیه السلام است که فرمود: «اِنّی ذاهِبٌ اِلی رَبّی سَیَهْدین»(25)؛ «من به سوی خدای خود می روم که هدایتم خواهد کرد» و مانند سخن موسی علیه السلام است که گفت: «وَ عَجِلْتُ اِلَیْکَ رَبِّ لِتَرْضی»(26)؛ «پروردگارا! من برای خشنودی تو تعجیل کرده و به سویت آمدم»، همین طور شبیه کلام خداوند متعال است که دستور داد: «فَفِرُّوا اِلیَ اللهِ»(27)؛ «(ای بندگان خدا از هر کفر و شرّی) به سوی خدا بگریزید»؛ یعنی به سوی خانه خدا بروید. پسرم! کعبه، خانه خداست؛ هرکس آنجا را زیارت کند، خدا را زیارت کرده است. همچنین مساجد، خانه های خدا هستند و هرکس به سوی آنها برود، همانا خدا را قصد کرده و به سوی او رفته است و نمازگزار پیوسته در محضر خدا و در مقابل او است تا از نمازش فارغ شود. خداوند بزرگ بقعه ها و مراکزی در آسمان ها دارد که هرکس به آنها عروج کند، توسّط آن به سوی خداوند عروج کرده است. آیا نشنیده ای که خداوند می فرماید: «تَعْرُجُ الْمَلائِکَةُ وَالرُّوحُ اِلَیْهِ»(28)؛ «فرشتگان و روح به سوی خداوند بالا می روند» و در مورد عیسی علیه السلام فرمود: «بَلْ رَفَعَهُ اللهُ الیهِ»(29)؛ «یقیناً او را نکشته اند، بلکه خداوند او را به سوی خود بالا برد.» و در سوره فاطر فرمود: «اِلَیْهِ یَصْعَدُ الکَلِمُ الطِّیْبُ»(30)؛ «سخنان پاکیزه به سوی خدا صعود می کند.»(31)

البته انسان در هر زمان و مکان در محضر خداست؛ ولی خداوند متعال برای تقرّب بیشتر بندگان و برای آسایش و آرامش آنان، زمان ها و مکانهایی را معیّن کرده است که ویژگی خاصّی دارند.

 

گرامی داشتن همسر

 

احترام به همسر، یکی از نکات مهمّ تربیتی است که در پرورش صحیح فرزندان نقش دارد. امام باقرعلیه السلام در این زمینه با الهام از آیات قرآن به اعتراض یکی از یارانش پاسخ گفت. حکم بن عُتَیبه روزی برای ملاقات امام پنجم علیه السلام به منزل آن حضرت رفت. او امام را در خانه ای آراسته و زیبا یافت، در حالی که حضرت لباس های نو و رنگین پوشیده بود. حکم بن عتیبه از وضع زندگی امام باقرعلیه السلام به شگفت آمد و با نگاهی تعجّب آمیز، به آن حضرت و اطاق آراسته نظاره می کرد. پیشوای پنجم که افکار وی را از نگاهش دریافته بود، از او پرسید: ای حکم! نظر تو در مورد این گونه زندگی چیست؟ حکم عرض کرد: برای من زیبنده نیست در مورد زندگی شما سخنی بگویم و اعتراض داشته باشم؛ اما در میان ما، جوانانِ تجمّل طلب و تازه دامادها چنین می کنند. امام باقرعلیه السلام فرمود: ای حکم! «مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللهِ الّتی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَالطَّیباتِ مِنَ الرِّزقِ»(32)؛ «چه کسی زینت هایی را که خداوند برای بندگانش آفریده و روزی های پاکیزه را حرام نموده است.» این زینت ها و زیبایی ها را خداوند متعال برای بندگانش قرار داده است.

آن حضرت در ادامه سخنانش توضیح داد: اما این خانه را که می بینی، خانه همسرم است و من چون تازه با او ازدواج کرده ام، به احترام وی به اینجا آمده ام و لباس زیبا پوشیده ام؛ ولی خانه خود من همان منزل ساده ای است که تو آن را دیده ای.(33)

 

شبهه تناقض در قرآن

 

روزی ابن ابی العوجا، یکی از دانشمندان مخالف اسلام، پرسشی از هشام بن حکم، شاگرد ممتاز مکتب امام صادق علیه السلام در مورد قرآن مطرح کرد. او گفت: به نظر من در برخی آیات قرآن تناقض وجود دارد؛ چرا که از سویی در آیه سوم سوره نساء می گوید: «فَانْکِحُواْ مَا طَابَ لَکُم مِّنَ النِّسَآءِ مَثْنَی وَثُلَثَ وَرُبَعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُواْ فَوَ حِدَةً»؛ با زنان پاک (مسلمان) ازدواج کنید با دو یا سه یا چهار زن، و اگر می ترسید میان آنها به عدالت رفتار نکنید، پس به یک همسر اکتفا کنید.

از سویی دیگر در آیه 129 همین سوره عدالت را غیر ممکن می داند و می گوید: «وَلَن تَسْتَطیعُواْ أَن تَعْدِلُواْ بَیْنَ النِّسَآءِ وَلَوْ حَرَصْتُمْ»؛ هرگز نمی توانید میان زنان به عدالت رفتار کنید، هرچند در این راه بکوشید.

با ضمیمه کردن آیه دوم به آیه اوّل، در می یابیم که «تعدّد زوجات در اسلام» ممنوع است؛ زیرا تعدّد زوجات، مشروط به عدالت است و عدالت هم ممکن نیست، پس تعدّد زوجات در اسلام، حرام است.

هشام از پاسخ این شبهه فروماند و از ابن ابی العوجا فرصت خواست و برای حلّ مشکل به مدینه شتافت. او از امام صادق علیه السلام پاسخ شبهه را سؤال کرد و حضرت فرمود: منظور از عدالت در آیه سوم نساء، عدالت در نفقه و رعایت حقوق همسری و طرز رفتار و کردار است و مقصود از عدالت در آیه 129 همین سوره، عدالت در تمایلات قلبی و مهر و محبّت است. بنابراین، تعدّد زوجات در اسلام حرام نیست و طبق شرایطی جائز است.(34)

 

اجتناب از سوء ظن

 

شقیق بلخی - که از عرفای نامدار زمان امام هفتم علیه السلام است - می گوید: در سال 149 ق. به قصد زیارت خانه خدا در «قادسیه»، به کاروان حجّاج پیوستم. در میان کاروان به جوانی خوش سیما و گندمگون برخورد کردم. او جامه ای پشمی به تن کرده و از کاروانیان به دور نشسته بود. پیش خود گفتم: این جوان شاید از صوفیه باشد و موجب زحمت همسفران خواهد شد! بنابراین به قصد پند و اندرز به نزدش رفتم. او مرا با نام، خطاب کرد و گفت: ای شقیق! خداوند می فرماید: «إِجْتَنِبُواْ کَثِیرًا مِّنَ الظَّنِ ّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِ ّ إِثْمٌ»(35)؛ «از گمان های بسیاری اجتناب کنید که برخی از گمان ها گناه است.» من از او جدا شدم؛ اما در این اندیشه بودم که چگونه از نام و اندیشه قلبی من باخبر بود. پس از طیّ مسیر طولانی به «واقعه» - منزلی در بین مکّه و کوفه - رسیدیم. او را دیدم که نماز می خواند در حالی که اعضای بدنش از خوف خدا می لرزند و اشک در چشمانش جاری است. منتظر ماندم تا از نماز فارغ شود و من از پندار نادرستم معذرت بخواهم. او نماز را تمام کرده و رو به من نمود و این آیه را قرائت کرد: «وَإِنِّی لَغَفَّارٌ لِّمَنْ تَابَ وَ ءَامَنَ وَ عَمِلَ صَلِحًا ثُمَّ اهْتَدَی »(36)؛ «همانا من خطای کسی را که توبه کرده و ایمان بیاورد و عمل صالح انجام دهد و به راه راست بیاید، آمرزنده ام.»

بر تعجّبم افزوده شد. هنگامی که در مکّه چند نفر دور او را گرفته بودند، از یکی پرسیدم: این آقا کیست؟ آن شخص گفت: او موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی طالب علیهم السلام است.(37)

 

فضیلت اهل بیت علیهم السلام در قرآن

 

مأمون، جلساتی را با حضور امام رضاعلیه السلام و بسیاری از دانشمندان اهل سنّت و برجستگان سایر ادیان، برگزار می کرد. در یکی از آن جلسات سخن از فضیلت اهل بیت علیهم السلام به میان آمد. آنان از محضر امام هشتم علیه السلام درخواست کردند که از قرآن برای این نکته دلیل بیاورد. در شمار آیاتی که امام رضاعلیه السلام برای فضیلت اهل بیت علیهم السلام بیان کرد، این آیه بود: «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ اِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»(38)؛ «اگر نمی دانید از اهل ذکر (آگاهان) بپرسید.» امام فرمود: مراد از اهل ذکر، ما خانواده هستیم، اگر نمی دانید از ما بپرسید. برخی از دانشمندان مجلس گفتند: مقصود از اهل ذکر یهود و نصارا هستند! امام فرمود: سبحان الله! اگر ما پرسیدیم و آنها هم به دین خودشان دعوت کردند و گفتند: دین ما بهتر از دین اسلام است، آیا چنین کاری بر ما جائز است؟ هنگامی که آنان ساکت شدند و پاسخی برای امام رضاعلیه السلام نیافتند، مأمون گفت: ای اباالحسن! آیا ممکن است این سخن را توضیح داده و تفسیر آیه را شفّاف تر بیان کنید! امام علیه السلام فرمود: بله، «ذکر»، رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم است و ما (اهل بیت) اهل آن حضرت هستیم و این معنا در سوره طلاق به طور شفّاف بیان شده است. خداوند در آنجا می فرماید: « ... فَاتَّقُواْ اللهَ یَأُوْلِی الْأَلْبَبِ الَّذِینَ ءَامَنُواْ قَدْ أَنزَلَ اللهُ إِلَیْکُمْ ذِکْرًا* رَّسُولًا یَتْلُواْ عَلَیْکُمْ ءَایَتِ اللهِ مُبَیِّنَتٍ»(39)؛ «از (مخالفت فرمان) خداوند بپرهیزید ای خردمندانی که ایمان آورده اید! زیرا خداوند «ذکر» را برای شما فرستاده؛ رسولی که آیات روشن خدا را بر شما تلاوت می کند.» پس ذکر، رسول الله است و ماهم اهل ذکر هستیم.(40)

 

روشن ترین دلیل امامت

 

قاسم بن عبدالرحمن ابتدا به مذهب زیدیه گرایش داشت، تا اینکه به شهر بغداد سفر کرد و مدّتی را در آنجا گذراند. او روزی در یکی از خیابان های بغداد مردم را دید که در شور و شوق و جنب و جوش هستند؛ بعضی می دوند و برخی در بالای بلندی ها جای گرفته اند و بعضی ایستاده اند و نقطه ای را تماشا می کنند. او از مردم پرسید: چه خبر شده؟ آنان گفتند: ابن الرّضا! ابن الرّضا! (یعنی حضرت جوادعلیه السلام فرزند امام رضاعلیه السلام می آید.) او در این اندیشه بود که بایستد و صحنه استقبال مردم را نظاره کند که حضرت جوادعلیه السلام سوار بر قاطری نمایان شد. قاسم زیر لب زمزمه کرد که: خداوند، گروه امامیه را از رحمت خود دور کند! آنها براین باورند که خداوند متعال اطاعت این جوان را بر مردم واجب کرده است؟ همین که این اندیشه از ذهنش خطور کرد، حضرت جوادعلیه السلام که نزد او رسیده بود، به او رو کرد و این آیه را قرائت فرمود: ای قاسم بن عبدالرحمن! «أَبَشَراً مِنَّا واحِداً نَتَّبِعُهُ اِنَّا اِذاً لَفی ضَلالٍ وَسُعُرٍ»(41)؛ «(قوم ثمود گفتند:) آیا ما بشری از جنس خود را پیروی کنیم؟! اگر چنین کنیم، در گمراهی و جنون خواهیم بود.» وی پیش خود گفت: مثل این که او ساحر است و از دل من خبر می دهد؟! حضرت دوباره وی را مخاطب قرار داده، فرمود: «ءَأُلْقِیَ الذِّکْرُ عَلَیْهِ مِنْ بَیْنِنا بَلْ هُوَ کَذَّابٌ أَشِرْ»(42)؛ «تنها بر او وحی نازل شده؟! نه، او آدم بسیار دروغگو و خود پسند است.» قاسم می گوید: وقتی این دلیل واضح و روشن را مشاهده کردم، از مذهب زیدیه دست برداشتم و یقین کردم که آن حضرت، حجّت خدا بر مردم است.(43)

 

توبه بعد از مشاهده عذاب

 

در عصر امامت حضرت هادی علیه السلام مردی مسیحی با زنی مسلمان ارتباط نامشروع برقرار کرده و مرتکب فحشا شد، پس شهادتین را گفت و اسلام آورد. مأموران متوکّل عبّاسی او را دستگیر کرده و نزد خلیفه آوردند. از میان دانشمندان حاضر، یحیی بن اکثم، شاخص ترین عالم دربار عبّاسی، حکم نمود که: مسلمان شدن او پلیدی کفر و زشتی عمل غیر شرعی وی را از بین می برد و اجرای حدّ شرعی بر او لازم نیست. عدّه ای دیگر از فقها گفتند: باید بر او سه بار حدّ جاری شود. برخی از علما نیز نظرات دیگری ارائه دادند. متوکّل که از اختلاف آرای علما متحیّر مانده بود، ناچار به حضرت هادی علیه السلام متوسّل شد و حکم حقیقی را از آن منبع دانش پرسید. آن حضرت با شنیدن ماجرا فرمود: «ُضْرَبُ حتَّی یَمُوتُ؛ آن قدر باید شلاّق زده شود تا بمیرد.» یحیی بن اکثم و سایر فقها اعتراض کرده، گفتند: یا امیر! چنین حکمی در کتاب خدا و سنت پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم وجود ندارد. از او مدرک این فتوا را بخواه! هنگامی که متوکّل از امام علی النّقی علیه السلام مدرک خواست، حضرت با اشاره به آیاتی از سوره غافر برای او چنین نوشت: بسم الله الرحمن الرحیم «فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا قَالُواْ ءَامَنَّا بِاللهِ وَحْدَهُ و وَ کَفَرْنَا بِمَا کُنَّا بِهِ ی مُشْرِکِینَ * فَلَمْ یَکُ یَنفَعُهُمْ إِیمَنُهُمْ لَمَّا رَأَوْاْ بَأْسَنَا سُنَّتَ اللهِ الَّتِی قَدْ خَلَتْ فِی عِبَادِهِ ی وَ خَسِرَ هُنَالِکَ الْکَفِرُونَ»(44)؛ «هنگامی که عذاب شدید ما را دیدند، گفتند: هم اکنون به خداوند یگانه ایمان آوردیم و به معبودهایی که همتای او می شمردیم، کافر شدیم. اما بعد از مشاهده عذاب ما ایمانشان سودی به حال آنان ندارد. این سنّت خداوند است که همواره در میان بندگانش اجرا شده و آنجا کافران، زیانکار شدند.» متوکّل پاسخ امام را پسندیده و دستور داد آنقدر به آن مرد مسیحی شلاّق بزنند تا بمیرد.(45)

 

نامه ای به علی بن بابویه

 

امام یازدهم در گفته ها و نوشته ها و دستورالعمل های خویش از آیات الهی بهره جسته و از کلام وحی به عنوان دلیل و شاهدِ مطمئن استفاده می کرد. آن حضرت در نامه ای که به علی بن بابویه - پدر شیخ صدوق قدس سره - نوشته، این معنا کاملاً مشهود است. آن حضرت بعد از ستایش پروردگار عالمیان می نویسد:

ای بزرگمرد و مورد اعتماد و فقیه پیروان من، ابوالحسن علی بن حسین قمی - که خداوند تو را به آنچه رضای اوست، موفّق نماید و از نسل تو فرزندان شایسته برآورد - تو را سفارش می کنم به پرهیزگاری در پیشگاه خدا و برپاداشتن نماز و پرداخت زکات؛ زیرا نماز کسی که زکات نمی پردازد، پذیرفته نمی شود. و به تو سفارش می کنم که از خطای مردم درگذری و خشم خویش را فرو بری و به خویشاوندان صله و رسیدگی نمایی و با برادران مواسات کنی و در رفع نیازهای آنان در سختی و آسایش، بکوشی. سفارش می کنم در برابر نادانی و بی خردی افراد، بردبار باشی و در دین، ژرف نگر و درکارها، استوار و با قرآن آشنا باشی؛ اخلاق نیکو پیشه سازی و امر به معروف و نهی از منکر کنی، خداوند متعال می فرماید: «لَّا خَیْرَ فِی کَثِیرٍ مِّن نَّجْوَاهُمْ إِلَّا مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَةٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلَحٍ بَیْنَ النَّاسِ»(46)؛ «در بسیاری از رازگویی های آنان خیری نیست مگر کسی که (به این وسیله) به صدقه یا کار پسندیده یا اصلاحی میان مردم فرمان دهد.»(47)

 

تولّد نور

 

حکیمه خاتون، عمّه امام عسکری علیه السلام لحظات شیرین و دلنشین تولّد حضرت مهدی علیه السلام را چنین توصیف می کند:

هنگامی که حضرت صاحب الأمرعلیه السلام متولّد شد،نوری از وجود مبارک آن حضرت درخشید و آسمان ها را فراگرفت. کبوترهای سفید را مشاهده می کردم که از آسمان فرود می آمدند و بال های خود را بر سر و روی و بدن آن حضرت می مالیدند و پرواز می کردند. امام عسکری علیه السلام در آن حال از اتاق دیگر مرا صدا زد که: ای عمّه! فرزند مرا به نزدم بیاور! چون او را بغل کردم، متوجّه شدم ختنه شده، ناف بریده و پاک و پاکیزه است. بر بازوی راستش به خطّ آشکار نوشته شده بود: «جاءَ الحَقُّ وَ ذَهَقَ الْباطِلُ اِنَّ الْباطِلَ کانَ ذَهُوقاً»(48)؛ «حق آمد و باطل نابود شد، البته که باطل نابود شدنی است.»

حکیمه خاتون در ادامه گزارش خود از لحظات تولّد امام مهدی(عجّ) می گوید: هنگامی که آن نوزاد مبارک را به نزد پدر گرامی اش بردم، وقتی که نظرش به پدر افتاد، سلام کرد. حضرت عسکری علیه السلام آن طفل سعادتمند را گرفت، چشمانش را بوسید و زبان خود را در دهان او گذاشت و دو گوشش را نوازش کرد و بر کف دست چپ خود، او را نشانید. حضرت آنگاه دست راستش را بر سر او مالید و خطاب به طفل فرمود: عزیزم! به اذن الهی سخن بگو! نوزاد نورانی، لب های مبارک را حرکت داد و فرمود: اعوذ بالله من الشّیطان الرّجیم، بسم الله الرّحمن الرّحیم،«وَ نُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُواْ فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَ رِثِینَ * وَ نُمَکِّنَ لَهُمْ فِی الْأَرْضِ وَ نُرِیَ فِرْعَوْنَ وَ هَمَنَ وَ جُنُودَهُمَا مِنْهُم مَّا کَانُواْ یَحْذَرُونَ»(49)؛ «و ما اراده کردیم که بر مستضعفان زمین منّت نهاده و آنان را پیشوایان و وارثان روی زمین قرار دهیم و حکومتشان را استوار سازیم و به فرعون و هامان و لشکریانشان، آنچه را که از آن ترسان و هراسناک بودند، نشان دهیم.» پس به یکایک معصومان علیهم السلام درود و صلوات فرستاد تا به پدر بزرگوارش رسید.(50)

 

پی نوشت ها:

 

 

1. بحارالانوار، ج 43، ص 252.

2. کشف الغمه، ج 2، ص 315.

3. بقره / 201.

4. سفینةالبحار، ج 1، ص 208.

5. نهج البلاغه، خطبه 176.

6. همان، خطبه 224.

7. مؤمن / 71.

8. حدید / 23.

9. نهج البلاغه، حکمت 439.

10. نور / 63.

11. مناقب ابن شهرآشوب، ج 3، ص 102.

12. نمل / 16.

13. مریم / 5 و 6.

14. نساء / 11.

15. کشف الغمّه، ج 2، ص 37.

16. نساء / 86.

17. مناقب، ج 4، ص 18.

18. آل عمران / 134.

19. منتهی الآمال، ج 1، ص 223.

20. لقمان / 15.

21. مناقب، ج 4، ص 73.

22. مائده / 32.

23. بحارالانوار، ج 2، ص 9.

24. احتجاج، طبرسی، ج 1، ص 8.

25. صافات / 99.

26. طه / 84.

27. ذاریات / 50.

28. معارج / 4.

29. نساء / 158.

30. فاطر / 10.

31. من لایحضره الفقیه، ج 1، ص 224.

32. اعراف / 32.

33. کافی، ج 6، ص 446.

34. جلوه هایی از نور قرآن، ص 19.

35. حجرات / 12.

36. طه / 82.

37. بحارالانوار، ج 48، ص 82.

38. صافات / 130.

39. طلاق / 10 و 11.

40. عیون اخبارالرضا(ع)، ج 1، ص 187.

41. قمر / 24.

42. همان / ص 25.

43. کشف الغمّه، ج 3، ص 216؛ معجم رجال الحدیث، ج 15، ص 26.

44. غافر / 84 و 85.

45. وسائل الشیعه، ج 28، ص 141.

46. نساء / 114.

47. مستدرک الوسائل، ج 3، ص 64.

48. اسراء / 81.

49. قصص / 5 و 6.

50. الخرائج والجرائج، ج 1، ص 456؛ معجم احادیث المهدی، ج 4، ص 360.


منبع : پایگاه حوزه



:: موضوعات مرتبط: ائمه , مطالب آموزنده , احادیث و روایات , سیره معصومین , ,
تاریخ : دو شنبه 16 فروردين 1395
بازدید : 805
نویسنده : .::چشم انتظار::.



امام علی (علیه السلام):


بادِرِ الْفُرْصَةَ قَبْلَ اَنْ تَكُونَ غُصَّةً؛

فرصت را غنيمت شمار پيش از آن كه اندوهى گلوگير شود.

نهج البلاغه: ن 31، ص 931



:: موضوعات مرتبط: مطالب آموزنده , سخنان امیرالمومنین , احادیث و روایات , ,
تاریخ : دو شنبه 16 فروردين 1395
بازدید : 868
نویسنده : .::چشم انتظار::.

طریقه دعا

 پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم همواره از حال یارانش جویا می شد. حضرت روزی شنید که یکی از اصحاب بیمار است، بنابراین به عیادتش رفت و از او احوال پرسی نمود. بیمار گفت: یا رسول الله! نماز مغرب را که در مسجد به شما اقتدا کرده بودم، شما سوره قارعه را قرائت کردید. در آن لحظه من چنان تحت تأثیر این آیه قرار گرفتم و از خداوند خواستم: پروردگارا! اگر در نزد تو گنهکارم، طاقت عذاب آخرت را ندارم، در همین دنیا مرا عذاب کن! اکنون می بینید که مریض شده ام!

رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم فرمود: دعای درستی نکردی! می بایست در دعا از قرآن سرمشق بگیری که دعا کردن را به ما می آموزد و می فرماید: «رَبَّنَآ ءَاتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَفِی الْأَخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ»(3)؛ پروردگارا! هم در دنیا و هم در آخرت به ما پاداش نیک بده و ما را از عذاب دوزخ نگهدار.

آنگاه رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم برای او دعا کرد و او از بیماری شفا یافت.(4)

4. سفینةالبحار، ج 1، ص 208.


برگرفته از:www.erfan.ir
 



:: موضوعات مرتبط: ائمه , مطالب آموزنده , احادیث و روایات , سیره معصومین , ,
تاریخ : یک شنبه 15 فروردين 1395
بازدید : 676
نویسنده : .::چشم انتظار::.

✍همه رفته بودن و نوبت به من و آبجیم رسید!
 خانمے با وضع و ظاهرے نامناسب( با ماشین شخصے خودش اومده بود)، ڪه خودش رو با شخصیت و با فرهنگ میدونست، هم تو صف چند نفر بعدازما منتظر بود .
 وقتے ڪه نوبت ما شده بود رو ڪرد بمن و گفت ،جاتو بده بمن .
 نمیدونستم چیڪارڪنم ،(قبلا جامون رو به چندنفرے داده بودیم اما اونا دلیلاے محڪمے داشتن و واقعا دیگه وقتی نمونده بود که بخوایم صرف دیگران کنیم )، داشتم به این فڪرمیڪردم از ڪِے تاحالا ما منتظر بودیم و وقتے نوبت ب خودم رسیده جامو بدم ب یڪے دیگه،ازاونورهم من اخرین نفره صف نبودم ڪه بخوام از حق خودم بگذرم،ازطرف دیگه هم همه اتوبوسا رفته بودن و تنها اتوبوس ما منتظر ما دو تا بود.
 من گفتم نه من جام رو بشما نمیدم.بعدش هم گفتم بعدازمن چندنفرے هستن ڪه قبل شما توصف منتظرن،من اگه جامو بدم اوناهم راضے نیستن،اون خانم بمن گفت اینا همشهریاے من هستن و جاشون رو بمن میدن!ازشون پرسید مگه نه؟ اونا با ڪمے تردید گفتن اره،هے من بهشون میگفتم بگن نه، اونا هم انگار با رو دربایسے حاضربودن جاشونو بدن؛اما اخرش خودم قبول نڪردم. تا جایے ڪه نوبت به آبجیم رسید و خانمه رو ڪرد به آبجیم و گفت :شما ڪه خودتونو مسلمون میدونید،شما ڪه دم از اسلام میزنید،شما ڪه میگید درستڪارید ،اونوقت حاضر نیستید جاتون رو بدید به یڪے دیگه؟!؟
{چند بار بهش گفتیم ،اتوبوس ما میخواد بره،اما اون وقتی دید جامون رو بهش نمیدیم،با تمام حرصش گفت ،ایشاالله اتوبوسوتون بره و جا بمونید!!واقعا کمی رفتارش بچگانه شده بود} داستانش جالبه اما طولانی میشه بخوام همشو بگم برای همین نمیگم و میریم سر اصل مطلب

  ❤️

 (حالا واقعا اسلام ڪے گفته بزور جاتو بده به یڪے دیگه؟!)
 
 این داستان و خاطره تاهمینجاش ڪافیه ،ے نڪتۀ جالبے در این داستان نفهته بود اونم اینڪه


 ڪسے ڪه چادر میپوشه بقیه افراد اون رو درستڪار میدونن.بدون اینڪه حتے بخواد چیزے بگه،بقیه اینگونه تصورمیڪنن،این خیلے خوبه..و خیلے هم سخته...چون اگر اونایے ڪه چادر میپوشند در جایے اشتباهے ڪنند ،دیگران اون اشتباه رو به پاے اسلام و افراد متدین میذارن...
 
 پس بخودت افتخار ڪن بانوے چادرے
 چرا ڪه چادر تو نشاندهنده "درستڪارے" توست




:: موضوعات مرتبط: مطالب آموزنده , حجاب وعفاف وغیرت , پیام وب همسفر , ,
تاریخ : یک شنبه 15 فروردين 1395
بازدید : 726
نویسنده : .::چشم انتظار::.



حواست باشد ای بانو که عشقت چادرت باشد...

برایش نقشه ها دارند و جنگ نرم یعنی این!!!

عارفه_نصیری




:: موضوعات مرتبط: مطالب آموزنده , حجاب وعفاف وغیرت , جنگ نرم , ,
تاریخ : شنبه 14 فروردين 1395
بازدید : 535
نویسنده : .::چشم انتظار::.

 بسم اللّه الرّحمن الرّحیم




خواهر با حجابم

وقتى دلت ميگيرد از پوزخندهاى به ظاهر روشنفكرها...

قرآن را باز كن و سوره ى "مطففين" ؛
آيات ٢٦ تا ٢٩را نظاره كن :

آنان كه امروز به تو ميخندند فردا گريانند و تو خندان

پس سرت را بالا بگير...



:: موضوعات مرتبط: مطالب آموزنده , حجاب وعفاف وغیرت , ,
تاریخ : شنبه 14 فروردين 1395
بازدید : 657
نویسنده : .::چشم انتظار::.

 ما جشن مي‌گيريم براي اينكه زمين به دور آفتاب گشت يعني او حركت كرد!
جشن ما وقتي است كه خود ما حركت كنيم ما به دور شمس حقيقت و شمس ولايت علي و اولاد علي و قرآن حركت كنيم که خود ما متكامل بشويم



 اگر اهل حرکت بوديم و به مقصد رسيديم براي ما عيد است!
عمرمان وقتي کامل است که از جايي شروع بکنيم و به جايي برسيم،نه اينکه زمين از ‌جايي حرکت بکند و به دور شمس بگردد،آن وقت عمر ما زياد بشود!



:: موضوعات مرتبط: مطالب آموزنده , سخن بزرگان.آیت الله بهجت و ... , ,
تاریخ : شنبه 14 فروردين 1395
بازدید : 676
نویسنده : .::چشم انتظار::.

❤️▬ஜ۩۩ஜ▬▬▬▬


قال رسول اللّه صلی اللّه علیه و آله :
.
مَن أصبَحَ و هِمَّتُهُ غَیْرُ اللّٰهِ أصبَحَ مِنَ الْخاسِرِینَ الْمُعتَدِینَ.
.
هر که صبح خود را آغاز کند در حالی که اندیشه ای جز خدا در سر داشته باشد ، از زیانکاران تجاوزگر باشد.
.
البحار،ج۷۴،ص۳۰۷
میزان الحکمه،ج۶،ص۲۹۵۲
 



:: موضوعات مرتبط: مطالب آموزنده , احادیث و روایات , ,
تاریخ : شنبه 14 فروردين 1395
بازدید : 662
نویسنده : .::چشم انتظار::.

 ﺩﺍﻧشجویی به استادش ﮔﻔﺖ:
ﭼﺮﺍ ﺷﻤﺎ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﯿﺪ "ﯾﺎ ﻋﻠﯽ" ﭼﺮﺍ "ﯾﺎ ﺍﻟﻠﻪ" ﻧﻤﯽ ﮔﻮﯾﯿﺪ؟



سوال و جواب استاد و دانشجو به روایت از استادش

گفتم : ﻣﮕﺮ ﻧﺸﻨﯿﺪﯾﺪ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﻪ ﻛﻼ‌ﺳﺘﺎﻥ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﻮﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﯾﺎ ﺍﻟﻠﻪ ، ﭘﺲ ﻣﺎ ﯾﺎ ﺍﻟﻠﻪ ﻫﻢ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﯿﻢ
دانشجو : ﻧﻪ ﻣﻨﻈﻮﺭﻡ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﭼﺮﺍ ﻋﻠﯽ علیه السلام ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﻣﯽ ﺯﻧﯿﺪ؟
ﮔﻔﺘﻢ: ﭼﻪ ﺍﺷﮑﺎﻟﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﻠﯽ علیه السلام ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﺑﺰﻧﯿﻢ؟
ﮔﻔﺖ: ﺷﺮﮎ ﺍﺳﺖ.
ﺍﺷﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﮐﻨﺎﺭﯾﺶ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ: ﺍﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﺍﯾﻦ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﺑﺰﻧﯽ ﺍﯾﻦ ﺷﺮﮎ ﺍﺳﺖ؟
ﮔﻔﺖ: ﻧﻪ ، ﻭﻟﯽ ﺍﯾﻦ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺣﻀﻮﺭ ﺩﺍﺭﺩ
ﮔﻔﺘﻢ: ﺍﮔﺮ ﺗﻮ ﯾﮏ ﻧﻔﺮﯼ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﺑﺰﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﻏﺎﺋﺐ ﺍﺳﺖ ﺍﯾﻦ ﺷﺮﮎ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺍﺳﺖ؟ ﺁﯾﺎ ﺗﻮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺷﺮﯾﮏ ﺧﺪﺍ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﯼ؟
ﮔﻔﺖ: ﻧﻪ
ﮔﻔﺘﻢ: ﭘﺲ ﭼﻪ ﺍﺷﮑﺎﻟﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻣﺎ ﻋﻠﯽ علیه السلام ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﺑﺰﻧﯿﻢ؟
گفت : ﻧﻪ ﺷﻤﺎ ﺍﺯ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﻠﯽ ﻭ ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺿﺎ علیهما السلام  ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺷﻔﺎ ﺩﻫﺪ
ﮔﻔﺘﻢ : ﺁﻥ ﺑﺤﺚ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻤﺎ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺩﺍﺩ. ﻭﻟﯽ ﺳﻮﺍﻝ اولت ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭼﺮﺍ ﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﯽ علیه السلام ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﻣﯽ ﺯﻧﯿﺪ؟ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﺻﺪﺍ ﺯﺩﻥ ﻋﻠﯽ علیه السلام ﭼﻪ ﺍﺷﮑﺎﻟﯽ ﺩﺍﺭﺩ؟ ﻣﺎ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻋﻠﯽ علیه السلام  ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﺑﺰﻧﯿﻢ.
ﭘﺲ ﺻﺪﺍ ﺯﺩﻥ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﺨﻮﺍﻫﯿﻢ ﺍﺷﮑﺎﻟﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ
ﺑﻌﺪ گفتم سوال دومت ﻛﻪ ﮔﻔتی ﺷﻤﺎ ﺍﺯ ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺿﺎ علیه السلام ﺷﻔﺎ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﮔﻔﺘﻢ تا بحال مشهد رفته ای
گفت : نه
گفتم ﺷﻤﺎ ﮐﻪ ﻣﺸﻬﺪ ﻧﺮﻓﺘﻪ ﺍﯾﺪ ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯿﺪ ﻣﺎ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺿﺎ علیه السلام ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺷﻔﺎ ﺩﻫد
گفت ما شنیده ایم که شما به حرم میروید و شفا میخواهید
ﮔﻔﺘﻢ: ﭼﻪ ﺍﺷﮑﺎﻟﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺍﺯ ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺿﺎ علیه السلام  ﺑﺨﻮﺍﻫﯿﻢ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺷﻔﺎ ﺩﻫﺪ؟
ﮔﻔﺖ نه: ﻓﻘﻂ ﺧﺪﺍ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﻔﺎ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ
ﺭﻭ ﺑﻪ او ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ: ﺗﺎ ﺣﺎﻻ‌ ﻣﺮﯾﺾ ﺷﺪﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﺩﮐﺘﺮ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﯽ؟
ﮔﻔﺖ: ﺑﻠﻪ
ﮔﻔﺘﻢ: ﺁﯾﺎ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻗﺮﺹ ﻭ ﺩﺍﺭﻭ ﻫﻢ ﻧﻮﺷﺖ؟
ﮔﻔﺖ: ﺑﻠﻪ.
ﮔﻔﺘﻢ: ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺁﻥ ﻗﺮﺹ ﻭ ﺩﺍﺭﻭ ﻣﺮﯾﻀﯽ ﺍﺕ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺭﻓﺖ ﯾﺎ ﻫﻨﻮﺯ ﻣﺮﯾﻀﯽ
ﮔﻔﺖ: ﻧﻪ ﻗﺮﺹ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺧﻮﺭﺩﻡ ﻭ ﺧﻮﺏ ﺷﺪﻡ
ﮔﻔﺘﻢ: ﺣﺎﻻ‌ ﺑﻪ ﺳﻮﺍﻝ ﻣﻦ ﺟﻮﺍﺏ ﺑﺪﻩ . ﺁﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﻗﺮﺹ ﻫﺎ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺷﻔﺎ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﺧﺪﺍ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺷﻔﺎﯾﺖ ﺩﺍﺩ؟
ﮔﻔﺖ: ﻧﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺭﺍ ﺷﻔﺎ ﺩﺍﺩ
ﮔﻔﺘﻢ: ﺍﮔﺮ ﺧﺪﺍ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺷﻔﺎ ﺩﺍﺩ ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﻗﺮﺹ ﻭ ﺩﺍﺭﻭ ﺧﻮﺭﺩﯼ؟
ﮔﻔﺖ: ﻧﻪ ، ﺧﺪﺍ ﺷﻔﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﺮﺹ ﻫﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ
ﮔﻔﺘﻢ: ﻫﻤﻪ ﯼ ﺣﺮﻑ ﻣﺎ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﺗﻮ ﺣﺮﻑ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩﯼ
ﺩﯾﺪﻡ ﺗﻌﺠﺐ ﮐﺮﺩ
ﮔﻔﺘﻢ: ﭼﻄﻮﺭ ﺧﺪﺍﯼ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﺷﻔﺎﯼ ﻣﺮﯾﺾ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻭﺟﻮﺩ ﯾﮏ ﻗﺮﺹ ﮐﻮﭼﮏ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ، ﺍﯾﻦ ﺧﺪﺍ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻫﻤﺎﻥ ﺷﻔﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﻭﻟﯿﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺿﺎ علیه السلام ﺑﺪﻫﺪ؟
ﺑﯿﻦ ﺩﻭ ﺭﺍﻩ ﮔﯿﺮ ﻛﺮﺩ. ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ: ﻧﻪ ﺧﺪﺍ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ، ﻗﺪﺭﺕ ﺧﺪﺍ ﺯﯾﺮ ﺳﻮﺍﻝ ﻣﯽ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ ﭼﺮﺍ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺣﺮﻑ ﻣﺎ ﺛﺎﺑﺖ ﻣﯽ ﺷﺪ
ﻃﯿﻨﺖ ﭘﺎﮐﺶ ﺣﮑﻢ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺣﺮﻑ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺗﺎﯾﯿﺪ ﮐﻨﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﭼﺮﺍ ﺧﺪﺍ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ.
ﮔﻔﺘﻢ: ﻫﻤﻪ ﯼ ﺣﺮﻑ ﻣﺎ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﯼ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺿﺎ علیه السلام  ﻗﺪﺭﺗﯽ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻣﺮﯾﺾ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﻔﺎ ﺑﺪﻫﺪ ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭﺕ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﺮﺹ ﻫﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺧﺪﺍ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﺧﻮﺩﺵ ﺷﻔﺎ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺿﺎ علیه السلام ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﻭ ﺍﯾﻦ ﻋﯿﻦ ﺗﻮﺣﯿﺪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺷﺮﮎ ﻧﯿﺴﺖ.
ﺣﺎﻻ‌ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺣﺪﻭﺩﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺍنشجویم ﺟﺎ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺣﺮﻑ ﻣﺎ ﭼﯽ ﻫﺴﺖ گفتم ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﺩﻭ ﺁﯾﻪ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﯾﺎﺕ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ: ﺍﯾﻦ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺟﺎﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ. ﻭ ﺩﺭ ﺁﯾﻪ ﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﺪ: ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻠﮏ ﺍﻟﻤﻮﺕ(ﺟﻨﺎﺏ ﻋﺰﺭﺍﺋﯿﻞ) ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺟﺎﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ.
ﺳﻮﺍﻝ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﺑﺎﻻ‌ﺧﺮﻩ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺟﺎﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ؟
ﮔﻔت : ﻋﺰﺭﺍﺋﯿﻞ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﺫﻥ ﺧﺪﺍ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ.
ﮔﻔﺘﻢ: ﺧﺐ ﻫﻤﯿﻦ ﺣﺮﻑ ﻣﺎ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺿﺎ علیه السلام ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺋﻤﻪ ﺑﻪ ﺍﺫﻥ ﺧﺪﺍ ﻗﺪﺭﺕ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﯾﮑﺴﺮﯼ ﮐﺎﺭﻫﺎ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﻨﺪ ﺁﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﺷﺮﮎ ﺍﺳﺖ؟
ﮔﻔت : نه

                   

ﺷﮑﺮﺧﺪﺍ،ﮐﻪ ﻧﺎﻡ " ﻋﻠــــﯽ " ﺩﺭ ﺍﺫﺍﻥ ﻣﺎﺳﺖ
ﻣﺎ ﺷﯿﻌﻪ ﺍﯾﻢ ﻭ ﻋﺸﻖ ﻋﻠﯽ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﺎﺳﺖ
ﺍﺯ ﯾﺎ ﻋﻠـــﯽ، ﺯﺑﺎﻥ ﻭ ﺩﻫﺎﻥ ﺧﺴﺘﻪ ﮐﯽ ﺷﻮﺩ
ﺍﺻﻼ ﺯﺑﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿـــــﻦ ﺩﺭ ﺩﻫﺎﻥ ﻣﺎﺳﺖ
ﻣﺎ ﺷﯿــــــــﻌﻪ ﺯﺍﺩﻩ ﺍﯾﻢ ﻭﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﻫﺰﺍﺭﺷﮑﺮ
ﺍﯾﻦ ﺷـــــﯿﻌﻪ ﺯﺍﺩﮔﯽ، ﺷﺮﻑ ﺧﺎﻧﺪﺍﻥ ﻣﺎﺳﺖ

     امت_واحده

 @Omat_Vahede



:: موضوعات مرتبط: ائمه , مطالب آموزنده , شیعه شناسی , ,
تاریخ : جمعه 13 فروردين 1395
بازدید : 599
نویسنده : .::چشم انتظار::.



 یا صاحب الزمان!

چه خوش است صوت قرآن ز تو دلربا شنیدن
به رخت نظاره کردن ،سخن خدا شنیدن

اللهم عجل لولیک الفرج




:: موضوعات مرتبط: امام زمان , شعر , ,
تاریخ : جمعه 13 فروردين 1395
بازدید : 771
نویسنده : .::چشم انتظار::.

«جان دادن مؤمنین ...» 

از امام صادق(علیه‌السلام) سؤال شد که آیا مؤمن از جان دادن خود راضی است؟
فرمودند: در لحظه اول راضی نیست ولی فرشته قبض روح به او دلداری می‌دهد که از پدر به تو مهربان‌ترم، چشمت را باز کن.
او چشم باز می‌کند و ائمه معصومین(علیهم‌السلام) را می‌بیند.
فرشته می‌گوید: اینان دوستان تو هستند.
مؤمن هم با دیدن این صحنه راضی می‌شود.
(تفسیر نور)



:: موضوعات مرتبط: مطالب آموزنده , سخن بزرگان.آیت الله بهجت و ... , احادیث و روایات , ,
تاریخ : جمعه 13 فروردين 1395
بازدید : 573
نویسنده : .::چشم انتظار::.

~~~~~~❤️ ~~~~~~


طی الارض/علامه قاضی


آیت الله بهجت فرمودند: روزی آقای قاضی به آقای مولوی فرموده بود که شما دنبال طی الارض هستید؟ایشان فرمودند: چه طور؟آقای قاضی فرمودند:به خاطر آن که به خواندن سوره توحید تداوم دارید.

روزنه هایی از عالم غیب، سید محسن خرازی، ص ۳۳۸


~~~~~~❤️ ~~~~~~



:: موضوعات مرتبط: مطالب آموزنده , سخن بزرگان.آیت الله بهجت و ... , ,
تاریخ : جمعه 6 فروردين 1395
بازدید : 979
نویسنده : .::چشم انتظار::.



 حدیث (1) امام موسی کاظم علیه السلام:

    أفضَلُ العِبادَةِ بَعدِ المَعرِفَةِ‌ إِنتِظارُ‌ الفَرَجِ؛

    بهترین عبادت بعد از شناختن خداوند،‌ انتظار فرج و گشایش است.

    تحف العقول ص403
   
حدیث (2) امام باقر علیه السلام:

    ما ضر من مات منتظر لامرنا ألا یموت فی وسط فسطاط المهدی و عسکره


    آنکه در انتظار امر ما بمیرد از اینکه در وسط خیمه مهدی و لشکرش از دنیا نرفته ضرر نکرده است.

    کافی(ط-الاسلامیه) ج1 ، ص372
   
حدیث (3) امام علی علیه السلام:

    ألا فَمَن ثَبَتَ مِنهُم عَلَی دینِهِ وَ لَم یَقسُ قَلبُهُ لِطولِ أمَدِ غَیبَةِ إمامِهِ فَهو مَعی فی دَرَجَتی یَومَ القیامَة


    بدانید آنان که در زمان غیبت حجت خدا در دین خود ثابت مانده و به خاطر طول مدت غیبت منکرش نشوند، روز قیامت با من هم درجه خواهند بود.

    بحارالانوار(ط-بیروت) ج51 ص109



برگرفته از:www.aviny.com
 



:: موضوعات مرتبط: ائمه , مهدویت , مطالب آموزنده , امام زمان , احادیث و روایات , ,
تاریخ : پنج شنبه 5 فروردين 1395
بازدید : 869
نویسنده : .::چشم انتظار::.



 دلم برایش تنگ شده ! چند روزے بود ڪه دڪتر چمران از ناحیه پا مجروح شده بود.و علے رغم اصرار دوستان حاضر نشده بود ڪه قرارگاه فرماندهے را ترڪ ڪند و براے مداوا به تهران برود.
 تلفنهاے قرارگاه لحظه اے ساڪت نمیشد.تلفن نگ زد و یڪے از فرماندهان گوشے را برداشت .حاج سید احمد آقا خمینے بود و شهید چمران را میخواست ،ڪسے ڪه گوشے را برداشته بود گفت: ایشان در دسترس نیستند ،اگر فرمایشے دارید بفرمایید؛ حاج سید احمد آقا لحظه اے مڪث ڪرد و گفت : امام فرموده اند دلم براے دڪتر چمران تنگ شده است ،بگویید ایشان بیایند تهران.
 وقتے پیام امام را شهید چمران شنید ، درحالیڪه قلبش به شدت میزد لحظه اے ایستاد .سرش را پایین انداخت و پیشانیش از عرق خیس شد.فرمان امام را اطاعت ڪرد و به تهران رفت و به خدمت امام رسید و پس از اینڪه بردستان مبارڪ ایشان بوسه اے زد،امام را در آغوش گرفت.
 دڪتر علے رغم احساس درد در ناحیه پاهایش مودبانه و دو زانو در مقابل حضرت امام نشسته بود و مشغول گزارش دادن بود .امام رو به دڪتر ڪرد و فرمود : پاهایت را دراز ڪن .نگاهے به صورت نورانے ایشان ڪرد و عرض ڪرد ، خوبست همینطورے راحتم .میخواست ادامه گزارشش را بدهد ڪه امام دوباره فرمودند: پاهایت را دراز ڪن و چمران مجددا جواب داد همینطورے راحتم و امام اینبار درحالیڪه به پاهاے او نگاه میڪردند فرمودند: من به شما میگویم پاهایت را دراز ڪن .چمران با شرمندگے پاهایش را در روے زمین دراز ڪرد.بعد از اتمام جلسه امام حاج سید احمد آقا را صدا ڪردند و فرمودند:"پاهاے آقاے چمران درد میڪند این میزهایے ڪه در داخل حیاط چیده شده جلوے راهشان است ،ایشان ڪه نمیتوانند از روے آنها بپرند،آنها را جمع ڪنید.ایشان میخواهند بروند."

شهید دکتر مصطفی چمران

 میگویند تقوا از تخصص لازم تر است آنرا میپذیرم
 
 اما میگویم:
 
 آنڪس ڪه تخصصے ندارد و ڪارے را میپذیرد،بے تقواست.
 
 دڪترچمران



:: موضوعات مرتبط: جملات زیبا , شهدا , ,
تاریخ : چهار شنبه 4 فروردين 1395
بازدید : 1047
نویسنده : .::چشم انتظار::.



اگر میخواهی شخصیت واقعی یک نفر را بشناسی

به حرفهایی که دیگران درباره او میزنند توجه نکن

ببین که او درباره  دیگران چطور صحبت میکند!!



:: موضوعات مرتبط: مطالب آموزنده , جملات زیبا , ,
تاریخ : چهار شنبه 4 فروردين 1395
بازدید : 864
نویسنده : .::چشم انتظار::.

نکاتی درباره آیه ۱۳۵ سوره آل عمران
 
خنثی کننده ی توطئه شیطان:
از امام صادق ( ع) نقل شده است : هنگامی که این آیه نازل شد و گناهکاران توبه کار را به آمرزش الهی نوید داد.ابلیس ناراحت شد و تمام یاران خود را با صدای بلند به تشکیل انجمنی دعوت کرد آن ها از وی دلیل این دعوت را پرسیدند.او از نزول این آیه اظهار نگرانی کرد،یکی از یاران او گفت: من با دعوت انسان ها به این گناه و آن گناه، تاثیر این آیه را خنثی می کنم.ابلیس پیشنهاد او را نپذیرفت.دیگری نیز پیشنهادی شبیه آن کرد که آن هم پذیرفته نشد.در این میان،شیطانی کهنه کار به نام وسواس خنّاس گفت:من مشکل را حل می کنم .ابلیس گفت:از چه راه؟گفت:فرزندان آدم را با وعده ها و آرزوها به گناه آلوده می کنم و هنگامی که مرتکب گناهی شدند،یاد خدا و بازگشت به سوی او را از خاطر آن ها می برم.ابلیس گفت راه همین است و این ماموریت را تا پایان دنیا بر عهده ی او گذاشت.

۴- نمونه،ج ۳،ص ۱۲۱


نکاتی درباره آیه ۱۳۵ سوره آل عمران
اصرار بر گناه؛مغایر با استغفار:
این جمله از آیه که می فرماید"و بر گناه اصرار نمی کنند" این نکته را روشن می کند که اصرار و پافشاری بر گناه، با استغفار و طلب آمرزش از خدا به کلی منافات دارد.از امام صادق ( ع) نقل شده است :" کسی که بر گناه پافشاری کند و در عین حال استغفار کند،همانند ریشخندکنندگان است۵" .همچنین از ایشان روایت شده است :"هیچ گناه کوچکی با پافشاری و اصرار بر آن،دیگر کوچک نیست و هیچ گناه بزرگی با استغفار و طلب آمرزش،دیگر بزرگ نیست ۶".

۵- اطیب البیان، ج ۳،ص ۳۶۲
۶-المیزان، ج ۴،ص ۲۶


نکاتی درباره آیه ۱۴۱ سوره آل عمران
گردش روزگار؛خالص کننده ی مومنان:
تمحیص  - که فعل "یمحص" از آن گرفته شده - به معنای خالص کردن چیزی از ناخالصی هایی است که از بیرون به آن وارد شده است.خداوند در این آیات روشن می کند که یکی از نتایج گردش روزگار - و این که گاهی به سود انسان و گاهی به زیان اوست - این است که مومنان از آلودگی ها و ناخالصی ها پاک می شوند۱.در روایات بسیاری نیز آمده که سختی ها و مشکلات روزگار باعث پاک شدن مومن از گناهان و آلودگی های گذشته می شود.در روایتی از امام علی (ع) می خوانیم: "بنده ای از شیعیان، به کاری که ما او را از آن نهی کرده ایم،نزدیک نمی شود مگر این که قبل از مرگش به بلایی گرفتار شود تا گناهانش پاک گردد."امام سپس برخی از گرفتاری ها مانند گرفتاری های مالی، جانی، و ... را ذکر می کند و می فرماید:"این گرفتاری ها بدان جهت است که هنگام ملاقات با خدا دیگر هیچ گناهی نداشته باشد و ممکن است گناهی از مومنی باقی مانده باشد که در آن صورت، جان دادن او سخت خواهد شد."۲

۱- المیزان،ج ۴، ص ۳۰
۲- سفینة البحار،ج ۱، ص ۳۹۴

نکاتی درباره آیات ۱۹۰ تا ۱۹۴:

آیاتی مناجات گونه شامل مجموعه ای از معارف دینی:
در روایات اسلامی، اهمیت خاصی به این آیات داده شده است.عطاء بن ابی ریاح می گوید: روزی نزد عایشه رفتم و از او پرسیدم: شگفت انگیزترین چیزی که در عمرت از پیامبر اسلام(ص) دیدی، چه بود؟او گفت:کار پیامبر (ص) همه اش شگفت انگیز بود؛ولی از همه عجیب تر این که شبی از شب ها که پیامبر (ص) در منزل من بود،به استراحت پرداخت.هنوز آرام نگرفته بود که از جا برخاست و وضو گرفت و به نماز ایستاد و آن قدر در حال نماز و در جذبه خاص الهی اشک ریخت که جلوی لباسش از اشک چشمش تر شد.سپس سر بر سجده نهاد و چندان گریست که زمین از اشک چشمش تر شد و همچنان تا طلوع صبح منقلب و گریان بود.هنگامی که بلال او را به نماز صبح خواند،پیامبر ( ص ) را گریان دید.عرض کرد:چرا چنین گریان اید؟شما که مشمول لطف خدا  هستید. فرمود:"آیا نباید بنده شکرگذار خدا باشم؟! خداوند در شب گذشته، آیات تکان دهنده ای بر من نازل کرده است" سپس شروع به خواندن آیات ۱۹۰ تا ۱۹۴ سوره آل عمران کرد و در پایان فرمود:"وای به حال کسی که آن ها را بخواند و در آن ها نیندیشد.۳"

۳-نمونه،ج ۳، ص ۲۴۹

نکاتی درباره آیه ۱۹۶ سوره  آل عمران

مال و ثروت فریبنده کافران:

مفسران در شأن نزول این آیه و دو آیه بعد گفته اند که بسیاری از مشرکان مکه،تجارت پیشه بودند و از این راه،ثروت بسیاری بدست آورده بودند و در ناز و نعمت به سر می بردند.یهودیان مدینه نیز در تجارت مهارت داشتند و از سفرهای تجاری خود غالباً با دست پر باز می گشتند.مسلمانان اما در آن زمان، به دلیل شرایط خاص زندگی و از جمله مهاجرت از مکه به مدینه  و محاصره ی اقتصادی ،از نظر وضع مادی
 بسیار در زحمت بودند و در سختی زندگی می کردند.مقایسه این دو حالت،این سوال را برای بعضی مطرح کرده بود که چرا افراد بی ایمان چنین در ناز و نعمت اند و افراد با ایمان در رنج و عذاب و فقر و پریشانی زندگی می کنند.این آیات نازل شد و به این سوال پاسخ داد. ۳

 ۳- نمونه،ج ۳،ص ۲۵۷

نکاتی درباره آیه ۴ سوره نساء

#مهر،حق مسلم زن:
با توجه به این که در عصر جاهلیت برای زنان ارزشی قائل نبودند،غالباً مهر را که حق مسلم زن بود،در اختیار اولیای او قرار می دادند و آن را ملک مسلّم اولیای زن می دانستند.گاهی نیز مهر یک زن را در ازدواج زن دیگری قرار می دادند؛ به این گونه که مثلاً برادری،خواهر خود را به ازدواج شخص دیگری در می آورد تا او هم در مقابل،خواهر خود را به ازدواج وی درآورد مهر این دو زن همین بود.اسلام بر تمام این رسوم ظالمانه خط بطلان کشید و مهر را به عنوان یک حق مسلّم به زن اختصاص داد.قرآن نیز با تاکید فراوان ،مردان را به رعایت کامل این حق توصیه فرموده است.در اسلام برای مهر مقدار معینی تعیین نشده و بسته به توافق دو همسر است؛اگر چه در روایات فراوانی تاکید شده که مهر را سنگین قرار ندهند.باید دانست که مرد و زن هر دو از زندگی زناشویی به طور یکسان سود می برند؛ولی نمی توان انکار کرد که در صورت جدایی زن و مرد ،زن متحمل خسارت بیش تری خواهد شد و امکانات و سرمایه ای که زن با ازدواج از دست می دهد،بیش از امکاناتی است که مرد از دست می دهد و در حقیقت مهر چیزی برای جبران خسارت برای زن  و وسیله ای برای تامین زندگی آینده اوست.علاوه بر این،موضوع مهر معمولا  به شکل ترمزی در برابر تمایل مرد برای جدایی و طلاق محسوب می شود.از آن چه گفته شد،  نتیجه می گیریم که مهر جنبه جبران خسارت و پشتوانه ای برای احترام به حقوق زن دارد؛ نه قیمت و بهای او.شاید تعبیر نحله به معنای بخشش و عطا در آیه ،اشاره به همین نکته باشد.۳

  ۳-نمونه،ج ۳،ص ۲۹۸




:: موضوعات مرتبط: تفسیر+اندکی درنگ , ,
تاریخ : چهار شنبه 4 فروردين 1395
بازدید : 886
نویسنده : .::چشم انتظار::.

ﺷﺎﻣﻠﻮ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ :

ﺑﺘﺮﺱ ﺍﺯ ﺍﻭ ﮐﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﺮﺩ

ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻟﺶ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺘﯽ ...


ﺍﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺟﺎﯼ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺯﺩ ...


ﻭ ﺧﺪﺍ ﺧﻮﺏ ﮔﻮﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺧﻮﺏﺗﺮ ﯾﺎﺩﺵ ﻣﯿﻤﺎﻧﺪ .

ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺭﺳﯿﺪ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ

ﺗﻤﺎﻡ ﺣﺮﻓﻬﺎﯼ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺳﺮﺕ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺸﯿﺪ ...

ﻭ ﺗﻮ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺩﺭﮎ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﮐﺮﺩ

ﭼﺮﺍ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ :

ﺩﻧﯿﺎ ، ﺩﺍر ِﻣﮑﺎﻓﺎﺕ ﺍﺳﺖ !






:: موضوعات مرتبط: مطالب آموزنده , جملات زیبا , ,
تاریخ : چهار شنبه 4 فروردين 1395
بازدید : 934
نویسنده : .::چشم انتظار::.



 حتے اگر با هم باشیم،

باز هم
 
 بے تو تنهاییم...
 
 اللهم عجل لولیڪ الفرج



:: موضوعات مرتبط: جملات زیبا , ازدواج و همسرداری , امام زمان , ,

✿ مقام معظم رهبری: اگر من امروز رهبر انقلاب نبودم،رییس فضای مجازی کشور میشدم! رایانه ها و فضای مجازی و سایبری که الان در اختیار شماست، اگر بتوانید اینها را یاد بگیرید ،میتوانید یک کلمه حرف درست خودتان را به هزاران مستمعی که شما را نمیشناسند ،برسانید! این فرصت فوق العاده ای است؛ مبادا این فرصت را ضایع کنید ! اگر ضایع شد خداوند متعال از من و شما روز قیامت سوال خواهد کرد! 1391/7/20 ✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿ مشکل کارهای ما اینه که برای رضای همه کار میکنیم،جز خدا"شهیدابراهیم هادی" ✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿ شهادت تیر و ترکش نیست؛آنروز که خدا را باهمه چیز و در همه جا دیدیم و نشان دادیم،شــــــهـــیــــد شده ایم ✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿ در زمین عشـــقـــی نیست که زمینت نزند،آســمــــان را دریاب ✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿ تنها و تنها خــــــداست که می ماند

:: همسفر ::

پرواز تا خدا

پرواز تا خدا

کمک به سازمان خيريه محک

چاپاربلاگ

˜ãíä ãÈÇÑÒå ÈÇ ÇåÇäÊ ˜ääϐÇä Èå ÇãÇã Úáí ÇáäÞí Ú

اسلام زیباست

یاوران حضرت مهدی عج