عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : شنبه 14 فروردین 1395
بازدید : 1450
نویسنده : hamsafar

 ﺩﺍﻧشجویی به استادش ﮔﻔﺖ:
ﭼﺮﺍ ﺷﻤﺎ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﯿﺪ "ﯾﺎ ﻋﻠﯽ" ﭼﺮﺍ "ﯾﺎ ﺍﻟﻠﻪ" ﻧﻤﯽ ﮔﻮﯾﯿﺪ؟



سوال و جواب استاد و دانشجو به روایت از استادش

گفتم : ﻣﮕﺮ ﻧﺸﻨﯿﺪﯾﺪ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﻪ ﻛﻼ‌ﺳﺘﺎﻥ ﻭﺍﺭﺩ ﺷﻮﻡ ﮔﻔﺘﻢ ﯾﺎ ﺍﻟﻠﻪ ، ﭘﺲ ﻣﺎ ﯾﺎ ﺍﻟﻠﻪ ﻫﻢ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﯿﻢ
دانشجو : ﻧﻪ ﻣﻨﻈﻮﺭﻡ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﭼﺮﺍ ﻋﻠﯽ علیه السلام ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﻣﯽ ﺯﻧﯿﺪ؟
ﮔﻔﺘﻢ: ﭼﻪ ﺍﺷﮑﺎﻟﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﻠﯽ علیه السلام ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﺑﺰﻧﯿﻢ؟
ﮔﻔﺖ: ﺷﺮﮎ ﺍﺳﺖ.
ﺍﺷﺎﺭﻩ ﮐﺮﺩﻡ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﮐﻨﺎﺭﯾﺶ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ: ﺍﮔﺮ ﺷﻤﺎ ﺍﯾﻦ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﺑﺰﻧﯽ ﺍﯾﻦ ﺷﺮﮎ ﺍﺳﺖ؟
ﮔﻔﺖ: ﻧﻪ ، ﻭﻟﯽ ﺍﯾﻦ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺣﻀﻮﺭ ﺩﺍﺭﺩ
ﮔﻔﺘﻢ: ﺍﮔﺮ ﺗﻮ ﯾﮏ ﻧﻔﺮﯼ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﺑﺰﻧﯽ ﮐﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﻏﺎﺋﺐ ﺍﺳﺖ ﺍﯾﻦ ﺷﺮﮎ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺍﺳﺖ؟ ﺁﯾﺎ ﺗﻮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺷﺮﯾﮏ ﺧﺪﺍ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﯼ؟
ﮔﻔﺖ: ﻧﻪ
ﮔﻔﺘﻢ: ﭘﺲ ﭼﻪ ﺍﺷﮑﺎﻟﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻣﺎ ﻋﻠﯽ علیه السلام ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﺑﺰﻧﯿﻢ؟
گفت : ﻧﻪ ﺷﻤﺎ ﺍﺯ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﻠﯽ ﻭ ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺿﺎ علیهما السلام  ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﺷﻔﺎ ﺩﻫﺪ
ﮔﻔﺘﻢ : ﺁﻥ ﺑﺤﺚ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﻤﺎ ﺗﻮﺿﯿﺢ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺩﺍﺩ. ﻭﻟﯽ ﺳﻮﺍﻝ اولت ﺍﯾﻦ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭼﺮﺍ ﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﯽ علیه السلام ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﻣﯽ ﺯﻧﯿﺪ؟ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﮐﻪ ﺻﺪﺍ ﺯﺩﻥ ﻋﻠﯽ علیه السلام ﭼﻪ ﺍﺷﮑﺎﻟﯽ ﺩﺍﺭﺩ؟ ﻣﺎ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻋﻠﯽ علیه السلام  ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﺑﺰﻧﯿﻢ.
ﭘﺲ ﺻﺪﺍ ﺯﺩﻥ ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺯ ﺍﻭ ﺑﺨﻮﺍﻫﯿﻢ ﺍﺷﮑﺎﻟﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ
ﺑﻌﺪ گفتم سوال دومت ﻛﻪ ﮔﻔتی ﺷﻤﺎ ﺍﺯ ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺿﺎ علیه السلام ﺷﻔﺎ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﺪ ﮔﻔﺘﻢ تا بحال مشهد رفته ای
گفت : نه
گفتم ﺷﻤﺎ ﮐﻪ ﻣﺸﻬﺪ ﻧﺮﻓﺘﻪ ﺍﯾﺪ ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯿﺪ ﻣﺎ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﺍﺯ ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺿﺎ علیه السلام ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺷﻔﺎ ﺩﻫد
گفت ما شنیده ایم که شما به حرم میروید و شفا میخواهید
ﮔﻔﺘﻢ: ﭼﻪ ﺍﺷﮑﺎﻟﯽ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺍﺯ ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺿﺎ علیه السلام  ﺑﺨﻮﺍﻫﯿﻢ ﮐﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺷﻔﺎ ﺩﻫﺪ؟
ﮔﻔﺖ نه: ﻓﻘﻂ ﺧﺪﺍ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﻔﺎ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ
ﺭﻭ ﺑﻪ او ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ: ﺗﺎ ﺣﺎﻻ‌ ﻣﺮﯾﺾ ﺷﺪﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻪ ﺩﮐﺘﺮ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﯽ؟
ﮔﻔﺖ: ﺑﻠﻪ
ﮔﻔﺘﻢ: ﺁﯾﺎ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻗﺮﺹ ﻭ ﺩﺍﺭﻭ ﻫﻢ ﻧﻮﺷﺖ؟
ﮔﻔﺖ: ﺑﻠﻪ.
ﮔﻔﺘﻢ: ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺁﻥ ﻗﺮﺹ ﻭ ﺩﺍﺭﻭ ﻣﺮﯾﻀﯽ ﺍﺕ ﺍﺯ ﺑﯿﻦ ﺭﻓﺖ ﯾﺎ ﻫﻨﻮﺯ ﻣﺮﯾﻀﯽ
ﮔﻔﺖ: ﻧﻪ ﻗﺮﺹ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺧﻮﺭﺩﻡ ﻭ ﺧﻮﺏ ﺷﺪﻡ
ﮔﻔﺘﻢ: ﺣﺎﻻ‌ ﺑﻪ ﺳﻮﺍﻝ ﻣﻦ ﺟﻮﺍﺏ ﺑﺪﻩ . ﺁﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﻗﺮﺹ ﻫﺎ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺷﻔﺎ ﺩﺍﺩﻧﺪ ﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﺧﺪﺍ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺷﻔﺎﯾﺖ ﺩﺍﺩ؟
ﮔﻔﺖ: ﻧﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺭﺍ ﺷﻔﺎ ﺩﺍﺩ
ﮔﻔﺘﻢ: ﺍﮔﺮ ﺧﺪﺍ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺷﻔﺎ ﺩﺍﺩ ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﻗﺮﺹ ﻭ ﺩﺍﺭﻭ ﺧﻮﺭﺩﯼ؟
ﮔﻔﺖ: ﻧﻪ ، ﺧﺪﺍ ﺷﻔﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﺮﺹ ﻫﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ
ﮔﻔﺘﻢ: ﻫﻤﻪ ﯼ ﺣﺮﻑ ﻣﺎ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﺗﻮ ﺣﺮﻑ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩﯼ
ﺩﯾﺪﻡ ﺗﻌﺠﺐ ﮐﺮﺩ
ﮔﻔﺘﻢ: ﭼﻄﻮﺭ ﺧﺪﺍﯼ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﺷﻔﺎﯼ ﻣﺮﯾﺾ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻭﺟﻮﺩ ﯾﮏ ﻗﺮﺹ ﮐﻮﭼﮏ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ، ﺍﯾﻦ ﺧﺪﺍ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻫﻤﺎﻥ ﺷﻔﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﻭﻟﯿﺎ ﺧﻮﺩﺵ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺿﺎ علیه السلام ﺑﺪﻫﺪ؟
ﺑﯿﻦ ﺩﻭ ﺭﺍﻩ ﮔﯿﺮ ﻛﺮﺩ. ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ: ﻧﻪ ﺧﺪﺍ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ، ﻗﺪﺭﺕ ﺧﺪﺍ ﺯﯾﺮ ﺳﻮﺍﻝ ﻣﯽ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ ﭼﺮﺍ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﺣﺮﻑ ﻣﺎ ﺛﺎﺑﺖ ﻣﯽ ﺷﺪ
ﻃﯿﻨﺖ ﭘﺎﮐﺶ ﺣﮑﻢ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺣﺮﻑ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺗﺎﯾﯿﺪ ﮐﻨﺪ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﭼﺮﺍ ﺧﺪﺍ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ.
ﮔﻔﺘﻢ: ﻫﻤﻪ ﯼ ﺣﺮﻑ ﻣﺎ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﻫﻤﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﯼ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺿﺎ علیه السلام  ﻗﺪﺭﺗﯽ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻣﺮﯾﺾ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﻔﺎ ﺑﺪﻫﺪ ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻗﺪﺭﺕ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﺮﺹ ﻫﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺧﺪﺍ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﺧﻮﺩﺵ ﺷﻔﺎ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺿﺎ علیه السلام ﺩﺍﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﻭ ﺍﯾﻦ ﻋﯿﻦ ﺗﻮﺣﯿﺪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺷﺮﮎ ﻧﯿﺴﺖ.
ﺣﺎﻻ‌ ﮐﻪ ﺗﺎ ﺣﺪﻭﺩﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﺍنشجویم ﺟﺎ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺣﺮﻑ ﻣﺎ ﭼﯽ ﻫﺴﺖ گفتم ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﺩﻭ ﺁﯾﻪ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺁﯾﺎﺕ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ: ﺍﯾﻦ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻣﺘﻌﺎﻝ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺟﺎﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ. ﻭ ﺩﺭ ﺁﯾﻪ ﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻣﯽ ﻓﺮﻣﺎﯾﺪ: ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻠﮏ ﺍﻟﻤﻮﺕ(ﺟﻨﺎﺏ ﻋﺰﺭﺍﺋﯿﻞ) ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺟﺎﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ.
ﺳﻮﺍﻝ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﺑﺎﻻ‌ﺧﺮﻩ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺟﺎﻥ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ؟
ﮔﻔت : ﻋﺰﺭﺍﺋﯿﻞ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﺫﻥ ﺧﺪﺍ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ.
ﮔﻔﺘﻢ: ﺧﺐ ﻫﻤﯿﻦ ﺣﺮﻑ ﻣﺎ ﺷﯿﻌﯿﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ ﺍﻣﺎﻡ ﺭﺿﺎ علیه السلام ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺋﻤﻪ ﺑﻪ ﺍﺫﻥ ﺧﺪﺍ ﻗﺪﺭﺕ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﯾﮑﺴﺮﯼ ﮐﺎﺭﻫﺎ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﻨﺪ ﺁﯾﺎ ﺍﯾﻦ ﺷﺮﮎ ﺍﺳﺖ؟
ﮔﻔت : نه

                   

ﺷﮑﺮﺧﺪﺍ،ﮐﻪ ﻧﺎﻡ " ﻋﻠــــﯽ " ﺩﺭ ﺍﺫﺍﻥ ﻣﺎﺳﺖ
ﻣﺎ ﺷﯿﻌﻪ ﺍﯾﻢ ﻭ ﻋﺸﻖ ﻋﻠﯽ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﺎﺳﺖ
ﺍﺯ ﯾﺎ ﻋﻠـــﯽ، ﺯﺑﺎﻥ ﻭ ﺩﻫﺎﻥ ﺧﺴﺘﻪ ﮐﯽ ﺷﻮﺩ
ﺍﺻﻼ ﺯﺑﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿـــــﻦ ﺩﺭ ﺩﻫﺎﻥ ﻣﺎﺳﺖ
ﻣﺎ ﺷﯿــــــــﻌﻪ ﺯﺍﺩﻩ ﺍﯾﻢ ﻭﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﻫﺰﺍﺭﺷﮑﺮ
ﺍﯾﻦ ﺷـــــﯿﻌﻪ ﺯﺍﺩﮔﯽ، ﺷﺮﻑ ﺧﺎﻧﺪﺍﻥ ﻣﺎﺳﺖ

     امت_واحده

 @Omat_Vahede


تاریخ : جمعه 13 فروردین 1395
بازدید : 1249
نویسنده : hamsafar



 یا صاحب الزمان!

چه خوش است صوت قرآن ز تو دلربا شنیدن
به رخت نظاره کردن ،سخن خدا شنیدن

اللهم عجل لولیک الفرج



تاریخ : جمعه 13 فروردین 1395
بازدید : 1431
نویسنده : hamsafar

«جان دادن مؤمنین ...» 

از امام صادق(علیه‌السلام) سؤال شد که آیا مؤمن از جان دادن خود راضی است؟
فرمودند: در لحظه اول راضی نیست ولی فرشته قبض روح به او دلداری می‌دهد که از پدر به تو مهربان‌ترم، چشمت را باز کن.
او چشم باز می‌کند و ائمه معصومین(علیهم‌السلام) را می‌بیند.
فرشته می‌گوید: اینان دوستان تو هستند.
مؤمن هم با دیدن این صحنه راضی می‌شود.
(تفسیر نور)


تاریخ : جمعه 13 فروردین 1395
بازدید : 1445
نویسنده : hamsafar

~~~~~~❤️ ~~~~~~


طی الارض/علامه قاضی


آیت الله بهجت فرمودند: روزی آقای قاضی به آقای مولوی فرموده بود که شما دنبال طی الارض هستید؟ایشان فرمودند: چه طور؟آقای قاضی فرمودند:به خاطر آن که به خواندن سوره توحید تداوم دارید.

روزنه هایی از عالم غیب، سید محسن خرازی، ص ۳۳۸


~~~~~~❤️ ~~~~~~


تاریخ : جمعه 06 فروردین 1395
بازدید : 1764
نویسنده : hamsafar



 حدیث (1) امام موسی کاظم علیه السلام:

    أفضَلُ العِبادَةِ بَعدِ المَعرِفَةِ‌ إِنتِظارُ‌ الفَرَجِ؛

    بهترین عبادت بعد از شناختن خداوند،‌ انتظار فرج و گشایش است.

    تحف العقول ص403
   
حدیث (2) امام باقر علیه السلام:

    ما ضر من مات منتظر لامرنا ألا یموت فی وسط فسطاط المهدی و عسکره


    آنکه در انتظار امر ما بمیرد از اینکه در وسط خیمه مهدی و لشکرش از دنیا نرفته ضرر نکرده است.

    کافی(ط-الاسلامیه) ج1 ، ص372
   
حدیث (3) امام علی علیه السلام:

    ألا فَمَن ثَبَتَ مِنهُم عَلَی دینِهِ وَ لَم یَقسُ قَلبُهُ لِطولِ أمَدِ غَیبَةِ إمامِهِ فَهو مَعی فی دَرَجَتی یَومَ القیامَة


    بدانید آنان که در زمان غیبت حجت خدا در دین خود ثابت مانده و به خاطر طول مدت غیبت منکرش نشوند، روز قیامت با من هم درجه خواهند بود.

    بحارالانوار(ط-بیروت) ج51 ص109



برگرفته از:www.aviny.com
 


تاریخ : پنج‌شنبه 05 فروردین 1395
بازدید : 1613
نویسنده : hamsafar



 دلم برایش تنگ شده ! چند روزے بود ڪه دڪتر چمران از ناحیه پا مجروح شده بود.و علے رغم اصرار دوستان حاضر نشده بود ڪه قرارگاه فرماندهے را ترڪ ڪند و براے مداوا به تهران برود.
 تلفنهاے قرارگاه لحظه اے ساڪت نمیشد.تلفن نگ زد و یڪے از فرماندهان گوشے را برداشت .حاج سید احمد آقا خمینے بود و شهید چمران را میخواست ،ڪسے ڪه گوشے را برداشته بود گفت: ایشان در دسترس نیستند ،اگر فرمایشے دارید بفرمایید؛ حاج سید احمد آقا لحظه اے مڪث ڪرد و گفت : امام فرموده اند دلم براے دڪتر چمران تنگ شده است ،بگویید ایشان بیایند تهران.
 وقتے پیام امام را شهید چمران شنید ، درحالیڪه قلبش به شدت میزد لحظه اے ایستاد .سرش را پایین انداخت و پیشانیش از عرق خیس شد.فرمان امام را اطاعت ڪرد و به تهران رفت و به خدمت امام رسید و پس از اینڪه بردستان مبارڪ ایشان بوسه اے زد،امام را در آغوش گرفت.
 دڪتر علے رغم احساس درد در ناحیه پاهایش مودبانه و دو زانو در مقابل حضرت امام نشسته بود و مشغول گزارش دادن بود .امام رو به دڪتر ڪرد و فرمود : پاهایت را دراز ڪن .نگاهے به صورت نورانے ایشان ڪرد و عرض ڪرد ، خوبست همینطورے راحتم .میخواست ادامه گزارشش را بدهد ڪه امام دوباره فرمودند: پاهایت را دراز ڪن و چمران مجددا جواب داد همینطورے راحتم و امام اینبار درحالیڪه به پاهاے او نگاه میڪردند فرمودند: من به شما میگویم پاهایت را دراز ڪن .چمران با شرمندگے پاهایش را در روے زمین دراز ڪرد.بعد از اتمام جلسه امام حاج سید احمد آقا را صدا ڪردند و فرمودند:"پاهاے آقاے چمران درد میڪند این میزهایے ڪه در داخل حیاط چیده شده جلوے راهشان است ،ایشان ڪه نمیتوانند از روے آنها بپرند،آنها را جمع ڪنید.ایشان میخواهند بروند."

شهید دکتر مصطفی چمران

 میگویند تقوا از تخصص لازم تر است آنرا میپذیرم
 
 اما میگویم:
 
 آنڪس ڪه تخصصے ندارد و ڪارے را میپذیرد،بے تقواست.
 
 دڪترچمران


تاریخ : چهارشنبه 04 فروردین 1395
بازدید : 1759
نویسنده : hamsafar



اگر میخواهی شخصیت واقعی یک نفر را بشناسی

به حرفهایی که دیگران درباره او میزنند توجه نکن

ببین که او درباره  دیگران چطور صحبت میکند!!


تاریخ : چهارشنبه 04 فروردین 1395
بازدید : 1232
نویسنده : hamsafar

نکاتی درباره آیه ۱۳۵ سوره آل عمران
 
خنثی کننده ی توطئه شیطان:
از امام صادق ( ع) نقل شده است : هنگامی که این آیه نازل شد و گناهکاران توبه کار را به آمرزش الهی نوید داد.ابلیس ناراحت شد و تمام یاران خود را با صدای بلند به تشکیل انجمنی دعوت کرد آن ها از وی دلیل این دعوت را پرسیدند.او از نزول این آیه اظهار نگرانی کرد،یکی از یاران او گفت: من با دعوت انسان ها به این گناه و آن گناه، تاثیر این آیه را خنثی می کنم.ابلیس پیشنهاد او را نپذیرفت.دیگری نیز پیشنهادی شبیه آن کرد که آن هم پذیرفته نشد.در این میان،شیطانی کهنه کار به نام وسواس خنّاس گفت:من مشکل را حل می کنم .ابلیس گفت:از چه راه؟گفت:فرزندان آدم را با وعده ها و آرزوها به گناه آلوده می کنم و هنگامی که مرتکب گناهی شدند،یاد خدا و بازگشت به سوی او را از خاطر آن ها می برم.ابلیس گفت راه همین است و این ماموریت را تا پایان دنیا بر عهده ی او گذاشت.

۴- نمونه،ج ۳،ص ۱۲۱


نکاتی درباره آیه ۱۳۵ سوره آل عمران
اصرار بر گناه؛مغایر با استغفار:
این جمله از آیه که می فرماید"و بر گناه اصرار نمی کنند" این نکته را روشن می کند که اصرار و پافشاری بر گناه، با استغفار و طلب آمرزش از خدا به کلی منافات دارد.از امام صادق ( ع) نقل شده است :" کسی که بر گناه پافشاری کند و در عین حال استغفار کند،همانند ریشخندکنندگان است۵" .همچنین از ایشان روایت شده است :"هیچ گناه کوچکی با پافشاری و اصرار بر آن،دیگر کوچک نیست و هیچ گناه بزرگی با استغفار و طلب آمرزش،دیگر بزرگ نیست ۶".

۵- اطیب البیان، ج ۳،ص ۳۶۲
۶-المیزان، ج ۴،ص ۲۶


نکاتی درباره آیه ۱۴۱ سوره آل عمران
گردش روزگار؛خالص کننده ی مومنان:
تمحیص  - که فعل "یمحص" از آن گرفته شده - به معنای خالص کردن چیزی از ناخالصی هایی است که از بیرون به آن وارد شده است.خداوند در این آیات روشن می کند که یکی از نتایج گردش روزگار - و این که گاهی به سود انسان و گاهی به زیان اوست - این است که مومنان از آلودگی ها و ناخالصی ها پاک می شوند۱.در روایات بسیاری نیز آمده که سختی ها و مشکلات روزگار باعث پاک شدن مومن از گناهان و آلودگی های گذشته می شود.در روایتی از امام علی (ع) می خوانیم: "بنده ای از شیعیان، به کاری که ما او را از آن نهی کرده ایم،نزدیک نمی شود مگر این که قبل از مرگش به بلایی گرفتار شود تا گناهانش پاک گردد."امام سپس برخی از گرفتاری ها مانند گرفتاری های مالی، جانی، و ... را ذکر می کند و می فرماید:"این گرفتاری ها بدان جهت است که هنگام ملاقات با خدا دیگر هیچ گناهی نداشته باشد و ممکن است گناهی از مومنی باقی مانده باشد که در آن صورت، جان دادن او سخت خواهد شد."۲

۱- المیزان،ج ۴، ص ۳۰
۲- سفینة البحار،ج ۱، ص ۳۹۴

نکاتی درباره آیات ۱۹۰ تا ۱۹۴:

آیاتی مناجات گونه شامل مجموعه ای از معارف دینی:
در روایات اسلامی، اهمیت خاصی به این آیات داده شده است.عطاء بن ابی ریاح می گوید: روزی نزد عایشه رفتم و از او پرسیدم: شگفت انگیزترین چیزی که در عمرت از پیامبر اسلام(ص) دیدی، چه بود؟او گفت:کار پیامبر (ص) همه اش شگفت انگیز بود؛ولی از همه عجیب تر این که شبی از شب ها که پیامبر (ص) در منزل من بود،به استراحت پرداخت.هنوز آرام نگرفته بود که از جا برخاست و وضو گرفت و به نماز ایستاد و آن قدر در حال نماز و در جذبه خاص الهی اشک ریخت که جلوی لباسش از اشک چشمش تر شد.سپس سر بر سجده نهاد و چندان گریست که زمین از اشک چشمش تر شد و همچنان تا طلوع صبح منقلب و گریان بود.هنگامی که بلال او را به نماز صبح خواند،پیامبر ( ص ) را گریان دید.عرض کرد:چرا چنین گریان اید؟شما که مشمول لطف خدا  هستید. فرمود:"آیا نباید بنده شکرگذار خدا باشم؟! خداوند در شب گذشته، آیات تکان دهنده ای بر من نازل کرده است" سپس شروع به خواندن آیات ۱۹۰ تا ۱۹۴ سوره آل عمران کرد و در پایان فرمود:"وای به حال کسی که آن ها را بخواند و در آن ها نیندیشد.۳"

۳-نمونه،ج ۳، ص ۲۴۹

نکاتی درباره آیه ۱۹۶ سوره  آل عمران

مال و ثروت فریبنده کافران:

مفسران در شأن نزول این آیه و دو آیه بعد گفته اند که بسیاری از مشرکان مکه،تجارت پیشه بودند و از این راه،ثروت بسیاری بدست آورده بودند و در ناز و نعمت به سر می بردند.یهودیان مدینه نیز در تجارت مهارت داشتند و از سفرهای تجاری خود غالباً با دست پر باز می گشتند.مسلمانان اما در آن زمان، به دلیل شرایط خاص زندگی و از جمله مهاجرت از مکه به مدینه  و محاصره ی اقتصادی ،از نظر وضع مادی
 بسیار در زحمت بودند و در سختی زندگی می کردند.مقایسه این دو حالت،این سوال را برای بعضی مطرح کرده بود که چرا افراد بی ایمان چنین در ناز و نعمت اند و افراد با ایمان در رنج و عذاب و فقر و پریشانی زندگی می کنند.این آیات نازل شد و به این سوال پاسخ داد. ۳

 ۳- نمونه،ج ۳،ص ۲۵۷

نکاتی درباره آیه ۴ سوره نساء

#مهر،حق مسلم زن:
با توجه به این که در عصر جاهلیت برای زنان ارزشی قائل نبودند،غالباً مهر را که حق مسلم زن بود،در اختیار اولیای او قرار می دادند و آن را ملک مسلّم اولیای زن می دانستند.گاهی نیز مهر یک زن را در ازدواج زن دیگری قرار می دادند؛ به این گونه که مثلاً برادری،خواهر خود را به ازدواج شخص دیگری در می آورد تا او هم در مقابل،خواهر خود را به ازدواج وی درآورد مهر این دو زن همین بود.اسلام بر تمام این رسوم ظالمانه خط بطلان کشید و مهر را به عنوان یک حق مسلّم به زن اختصاص داد.قرآن نیز با تاکید فراوان ،مردان را به رعایت کامل این حق توصیه فرموده است.در اسلام برای مهر مقدار معینی تعیین نشده و بسته به توافق دو همسر است؛اگر چه در روایات فراوانی تاکید شده که مهر را سنگین قرار ندهند.باید دانست که مرد و زن هر دو از زندگی زناشویی به طور یکسان سود می برند؛ولی نمی توان انکار کرد که در صورت جدایی زن و مرد ،زن متحمل خسارت بیش تری خواهد شد و امکانات و سرمایه ای که زن با ازدواج از دست می دهد،بیش از امکاناتی است که مرد از دست می دهد و در حقیقت مهر چیزی برای جبران خسارت برای زن  و وسیله ای برای تامین زندگی آینده اوست.علاوه بر این،موضوع مهر معمولا  به شکل ترمزی در برابر تمایل مرد برای جدایی و طلاق محسوب می شود.از آن چه گفته شد،  نتیجه می گیریم که مهر جنبه جبران خسارت و پشتوانه ای برای احترام به حقوق زن دارد؛ نه قیمت و بهای او.شاید تعبیر نحله به معنای بخشش و عطا در آیه ،اشاره به همین نکته باشد.۳

  ۳-نمونه،ج ۳،ص ۲۹۸



تاریخ : چهارشنبه 04 فروردین 1395
بازدید : 1586
نویسنده : hamsafar

ﺷﺎﻣﻠﻮ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ :

ﺑﺘﺮﺱ ﺍﺯ ﺍﻭ ﮐﻪ ﺳﮑﻮﺕ ﮐﺮﺩ

ﻭﻗﺘﯽ ﺩﻟﺶ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺘﯽ ...


ﺍﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺟﺎﯼ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺯﺩ ...


ﻭ ﺧﺪﺍ ﺧﻮﺏ ﮔﻮﺵ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺧﻮﺏﺗﺮ ﯾﺎﺩﺵ ﻣﯿﻤﺎﻧﺪ .

ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺭﺳﯿﺪ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ

ﺗﻤﺎﻡ ﺣﺮﻓﻬﺎﯼ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺳﺮﺕ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﮐﺸﯿﺪ ...

ﻭ ﺗﻮ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺩﺭﮎ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﮐﺮﺩ

ﭼﺮﺍ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ :

ﺩﻧﯿﺎ ، ﺩﺍر ِﻣﮑﺎﻓﺎﺕ ﺍﺳﺖ !





تاریخ : چهارشنبه 04 فروردین 1395
بازدید : 1689
نویسنده : hamsafar



 حتے اگر با هم باشیم،

باز هم
 
 بے تو تنهاییم...
 
 اللهم عجل لولیڪ الفرج


✿ مقام معظم رهبری: اگر من امروز رهبر انقلاب نبودم،رییس فضای مجازی کشور میشدم! رایانه ها و فضای مجازی و سایبری که الان در اختیار شماست، اگر بتوانید اینها را یاد بگیرید ،میتوانید یک کلمه حرف درست خودتان را به هزاران مستمعی که شما را نمیشناسند ،برسانید! این فرصت فوق العاده ای است؛ مبادا این فرصت را ضایع کنید ! اگر ضایع شد خداوند متعال از من و شما روز قیامت سوال خواهد کرد! 1391/7/20 ✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿ مشکل کارهای ما اینه که برای رضای همه کار میکنیم،جز خدا"شهیدابراهیم هادی" ✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿ شهادت تیر و ترکش نیست؛آنروز که خدا را باهمه چیز و در همه جا دیدیم و نشان دادیم،شــــــهـــیــــد شده ایم ✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿ در زمین عشـــقـــی نیست که زمینت نزند،آســمــــان را دریاب ✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿ تنها و تنها خــــــداست که می ماند

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران