عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : سه‌شنبه 29 تیر 1395
بازدید : 1321
نویسنده : hamsafar

 


 قسمت 9

 زورخانه

قبل از انقلاب چند روزی در حجره اش مهمان بودیم .
تعطیلی درسها بود و حجره فقط در اختیار ما.
بعضی روزها بما سر میزد و باهم بجاهای دیدنی و زیارتی میرفتیم.
یک روز به یک زورخانه رفتیم.
وارد که شدیم ,دیدیم نیست!
چند لحظه بعد, "  سید علی  " , با لباس زورخانه وارد گود شده بود و ورزش میکرد,ورزش باستانی!


_______________________________________
 
 قسمت دهم
 
 این قسمت : سید آشیخ
 
 مبلس شدن خیلے دردسر داشت.توے ڪوچه و بازار ،هر وقت ما را میدیدند میگفتند : « آشیخ آمد ... آشیخ رفت ... آشیخ نشست» و از این قبیل متلڪها .مثلا وقتے میرفتیم تلگراف خانه ،اگر پول خرد میدادیم یڪ جور حرف داشت و اگر پول درشت در مے آوردیم یڪ جور متلڪ میشنیدم.
 تازه در مشهد به ما عزت میگذاشتند و هر وقت مارا میدیدند ، میگفتند : « سید آشیخ ! »



مطالب مرتبط با این پست :

می توانید دیدگاه خود را بنویسید


✿ مقام معظم رهبری: اگر من امروز رهبر انقلاب نبودم،رییس فضای مجازی کشور میشدم! رایانه ها و فضای مجازی و سایبری که الان در اختیار شماست، اگر بتوانید اینها را یاد بگیرید ،میتوانید یک کلمه حرف درست خودتان را به هزاران مستمعی که شما را نمیشناسند ،برسانید! این فرصت فوق العاده ای است؛ مبادا این فرصت را ضایع کنید ! اگر ضایع شد خداوند متعال از من و شما روز قیامت سوال خواهد کرد! 1391/7/20 ✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿ مشکل کارهای ما اینه که برای رضای همه کار میکنیم،جز خدا"شهیدابراهیم هادی" ✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿ شهادت تیر و ترکش نیست؛آنروز که خدا را باهمه چیز و در همه جا دیدیم و نشان دادیم،شــــــهـــیــــد شده ایم ✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿ در زمین عشـــقـــی نیست که زمینت نزند،آســمــــان را دریاب ✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿ تنها و تنها خــــــداست که می ماند

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران